مونا
می فروشان خنده از مستی زنند / باده نوشان می ز سر مستی زنند خوش بنازم عاشقان دل پرست / می ز جام اشک نوشند خنده بر هستی زنند.
مونا
تن مرد و نامرد هر دو یکیست روزگار ثابت کند که مرد کیست ؟
مونا
تنها کسانی که ما را می رنجانند کسانی هستند که همیشه کوشیده ایم از ما نرنجند..
مونا
درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند معنی کور شدن را گره ها می فهمند یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند ...
مونا
باید آهسته نوشت ، با دل خسته نوشت ، با لب بسته نوشت گرم و پررنگ نوشت... روی هر سنگ نوشت تا بخندند همه که اگر عشق نباشد دل نیست
مونا
کاش میشد که در این قرن عجیب همه بودند به خوش بویی سیب سیب یعنی که تو زیبا هستی تو رباینده دلها هستی سیب یعنی اثر بوسه ای ناز روی لبهای ترک دار نیاز سیب یک واژه تو خالی نیست پر عطر است گل قالی نیست..
مونا
از حیف نون می پرسند پتروس که بود؟ می گه یه دهقان فداکار بود که وقتی گرگ به گوسفندانش حمله کرد، رفت زیر تانک و انگشتشو کرد تو چشم راننده قطار!
مونا
یکی باش برای یک نفر ..... نه تصویری مبهم در خاطره های 100 نفر
مونا
از چارلی چاپلین می پرسند : خوشبختی چیه ؟ میگه خوشبختی فاصله این بدبختی تا بدبختی بعدی