دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مونا
زن - مجرد
امتیاز: 1177.65

دنبال‌شدگان

(94 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(146 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

مونا
مونا
در میکده

می فروشان خنده از مستی زنند / باده نوشان می ز سر مستی زنند خوش بنازم عاشقان دل پرست / می ز جام اشک نوشند خنده بر هستی زنند.

مونا
مونا
در میکده

تن مرد و نامرد هر دو یکیست روزگار ثابت کند که مرد کیست ؟

مونا
مونا
در میکده

تنها کسانی که ما را می رنجانند کسانی هستند که همیشه کوشیده ایم از ما نرنجند..

مونا
مونا
در میکده

درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند معنی کور شدن را گره ها می فهمند یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند ...

مونا
مونا
در میکده

من به دستایه خدا خیره شدم ..معجزه کرد

مونا
مونا
در میکده

در دریای عشقت شنا کردم ناگهان قورباغه ای دیدم فرار کردم...!!!

مونا
مونا
در میکده

باید آهسته نوشت ، با دل خسته نوشت ، با لب بسته نوشت گرم و پررنگ نوشت... روی هر سنگ نوشت تا بخندند همه که اگر عشق نباشد دل نیست

مونا
مونا
در میکده

کاش میشد که در این قرن عجیب همه بودند به خوش بویی سیب سیب یعنی که تو زیبا هستی تو رباینده دلها هستی سیب یعنی اثر بوسه ای ناز روی لبهای ترک دار نیاز سیب یک واژه تو خالی نیست پر عطر است گل قالی نیست..

مونا
مونا
در میکده

خداوند دید زن گرسنه است نان را آفرید دید تشنه است آب را آفرید دید در تاریكی است نور را آفرید دید هیچ مشكل دیگه ای نداره مرد را آفرید!!!!

مونا
مونا
در میکده

از حیف نون می پرسند پتروس که بود؟ می گه یه دهقان فداکار بود که وقتی گرگ به گوسفندانش حمله کرد، رفت زیر تانک و انگشتشو کرد تو چشم راننده قطار!

مونا
مونا
در میکده

یکی باش برای یک نفر ..... نه تصویری مبهم در خاطره های 100 نفر

مونا
مونا
در میکده

اصغرآقا اواخر عمرش به زنش گفت : خانم جان بعد از رفتن من به من خیانت نکنی که استخوانهام تو گور بلرزه ! زنش هم گفت چشم. مدتی بعد مرد به خواب زنش آمد و گفت : تو اون دنیا به من می گن اصغر ویبره!

مونا
مونا
در میکده

پسره از باباش میپرسه بابا فرق حادثه با بدبختی چیه ؟ میگه پسرم فکر کن ما رفتیم شمال یه موج بزرگ میاد مادرتو میبره تو دریا، به این میگن حادثه. حالا اگه یکی پیدا شه مادرتو نجات بده بهش میگن بدبختی...

مونا
مونا
در میکده

از چارلی چاپلین می پرسند : خوشبختی چیه ؟ میگه خوشبختی فاصله این بدبختی تا بدبختی بعدی

مونا
مونا
در میکده

توی یه تاكسی یه زنه با بچهاش و یه مرد تنها نشسته بودن زنه میخواسته به بچهاش شكلات بده! هی میگه : میخوری یا بدم این آقا بخوره میخوری یا بدم این آقا بخوره ، 5 دقیقه همینجوری میگذره . آخرش مرده شاكی میشه به بچهه میگه : عزیزم تكلیف مارو روشن كن اگه میخوریش من پیاده شم ، سه تا كوچه از خونمون گذشته!