مونا
یادها فراموش نخواهند شد ، حتی به اجبار و دوستی ها ماندنی هستند ، حتی با سکوت . . .
مونا
دكتر شريعتي : «كلاس پنجم كه بودم پسر درشت هيكلي در ته كلاس ما مي نشست كه براي من مظهر تمام چيزهاي چندش آور بود ،آن هم به سه دليل ؛ اول آنكه كچل بود، دوم اينكه سيگار مي كشيد و سوم - كه از همه تهوع آور بود- اينكه در آن سن و سال، زن داشت. !... چند سالي گذشت يك روز كه با همسرم از خيابان مي گذشتيم ،آن پسر قوي هيكل ته كلاس را ديدم در حاليكه خودم زن داشتم ،سيگار مي كشيدم و كچل شده بودم
مونا
اگر تنهاترين تنها شوم باز خدا هست او جانشين همه نداشته های من است
مونا
کاش میشد هیچ کس تنها نبود کاش میشد دیدنت رویا نبود گفته بودی با تو می مانم ولی رفتی و گفتی که اینجا جا نبود سالیان سال تنها مانده ام شاید این رفتن سزای من نبود من دعا کردم برای بازگشت دست های تو ولی بالا نبود باز هم گفتی که فردا میرسی کاش روز دیدنت فردا نبود
مونا
همه شب با دلم کسی می گفت سخت آشفته ای ز دیدارش صبحدم با ستارگان سپید می رود می رود نگهدارش
مونا
در حواشی شعرهایم، همیشه طنین ِ ممتد ِ طعنه را شنیده ام!
مونا
خیانت تنها این نیست که شب را با دیگری بگذرانی ... خیانت میتواند دروغ دوست داشتن باشد !
مونا
ابر های خبر این بار چه بارانی بود سخت سردم شده، این سوز زمستانی بود
مونا
لحظه ها را دریاب چشم فردا کور است...............
مونا
خدایا...دهانم را بو کن!...ببین...بوی سیب نمیدهد! من هیچ وقت حوایی نداشتم که برایم سیب بچیند! میدانی یک آدم بدون ِحوایش چقدر تنها میشود؟! میدانی محکوم بودن چقدر سخت است وقتی که گناهی نکرده باشی و حتی سیبی را نبوییده باشی؟! میدانی حوای بعضی از آدم هایت میگذارند و میروند؟! میدانی که میروند و جلوی چشم آدم، حوای دیگری میشوند؟! نمیدانی! تو که حوا نداشته ای هیچ وقت! ولی اگر میدانی و باور کرده ای خستگی ام را، این آدم را ببر پیش خودت!. خسته ام از زندگی...دهانم را بو کن!...ببین...بوی سیب نمیدهد!!...
مونا
زندگي تك تك اين ساعتهاست، زندگي چرخش اين عقربه هاست، زندگي راز دل مادر من. زندگي پينه ي دست پدر است، زندگي مثل زمان در گذر...
مونا
دوستت دارم به اندازه ی گریه گنجشک...درسته کمه...ولی گنجشکا وقتی گریه می کنن میمیرن . .
پس بهتره سکوت نکنیم
15 سال و 4 ماه و 27 روز و 4 ساعت و 10 دقيقه قبلزیبا بود
15 سال و 4 ماه و 27 روز و 4 ساعت و 1 دقيقه قبل