مونا
بغض بزرگترین نوع اعتراضه ، اگه بشکنه دیگه اعتراض نیست ، التماسه .
مونا
سهم من از چشمان تو پلکی بسته است ، گله ای نیست ، ببند و برو .
مونا
شب بود و شمع بود و من بودم و غم ، شب رفت و شمع سوخت و من ماندم و غم .
مونا
ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی ، تو بمان با دگران وای به حال دگران .
مونا
مرا به دست من بکش ، بنام من گناه کن اگر من اشتباهتم ، همیشه اشتباه کن .
مونا
در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد
مونا
عشق يعني شب نخفتن تا سحر عشق يعني سجده با چشمان تر عشق يعني در جهان رسوا شدن
مونا
من تموم قصه هام قصه توست اگه غمگینه ، اون از غصه توست
مونا
نمي دانم پس از مرگم چه خواهد شد نمي خواهم بدانم كوزه گر از خاك اندامم چه خواهد ساخت ولي بسيار مشتاقم كه از خاك گلويم سوتكي سازد گلويم سوتكي باشد به دست كودكي گستاخ و بازيگوش و او هر روز و پي در پي دم گرم خودش را در گلويم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد بدين سان بشكند دائم سكوت مرگبارم
مونا
و من چه مظلومانه عشق را سکوت ميکنم به سادگي يک رهگذر
مونا
باز هم احساس کرده اي که شايد من هستم و چه خودخواهانه تنهايي عاشقي ميکني
مونا
بخشم کسانی را که هر چه خواستند با من با دلم با احساسم کردند ومرا در دوردست خودم تنها گذاردند و من امروز به پایان خودم نزدیکم...
مونا
وقتي کوچيک بوديم دلمون بزرگ بود ولي حالا که بزرگ شديم بيشتر دلتنگيم!!!
مونا
دلم خیلی میخواست معنای عشق و دوست داشتن رو بدونه !