مصطفی
خسته از نامردی ام از مرغ شب تنها ترم / آنقدر تنها که کس جز غم نباشد باورم
مصطفی
ز من پنهان نکن چشمان ماهت را / ز صد نقاش بهتر میکشم ناز نگاهت را
مصطفی
گلهای آفتاب گردون تو روزهای ابری بلاتکلیفند مثل من در روزهای بی تو بودن .
مصطفی
فرانسویها میگن:
به قلب ما نزدیک است آن کسی که از چشمهای ما دور است . . .
مصطفی
به آسمون سپردم چشم از تو بر نداره ، مراقب تو باشه سرت بلا نیاره ، تا تو نخوای نتابه ، دلت گرفت بباره همیشه با تو باشه تو رو تنها نذاره .
مصطفی
گاه آرزو میکنم … کاش هرگز نمیدیدمت تا امروز غم ندیدنت را بخورم کاش چشمان معصومت به چشمانم خیره نمیشد تا امروز چشمان من به آن لحظه بهانه بگیرند و اشک بریزند ، کاش حرفهای دلم را به تو نگفته بودم ، تا امروز به خودم نگویم ” آخه اون که میدونست چقدر دوسش دارم . . . “
مصطفی
به دل میگم یه روز میاد ، اینم یه خود فریبیه از عشق اون قسمت من همیشه بی نصیبیه .
مصطفی
روزگار استاد فراموشیست ، امیدوارم که تو شاگرد روزگار نباشی . . .
مصطفی
چه سخته در جمع بودن ، ولی در گوشه ای تنها نشستن به چشم دیگران چون کوه بودن ، ولی در خود به آرامی شکستن . .
مصطفی
روح سحری ناز دمیدن داری ، مثل غزلی تازه ، شنیدن داری
ای قصه روزهای تلخ تنهائی من ، آنقدر ندیدمت که دیدن داری . .
مصطفی
امشب شب آخریه که مزاحم دلت شدم / خورشید فردا مال تو ببخش که عاشقت شدم . . .
مصطفی
تا کجای قصه باید ز دلتنگی نوشت ؟ / تا به کی بازیچه بودن توی دست سرنوشت تا به کی با ضربه های درد باید رام شد / یا فقط با گریه های بی قرار آرام شد بهر دیدار محبت تا به کی در انتظار / خسته از این زندگی با غصه های بی شمار .
مصطفی
سایه ها محصول پشت کردن دیوار ها به آفتابند ، گستاخی دیوارها را تقلید نکنیم تا آفتابی بمانیم . .
مصطفی
نه بلبل خواهد ز بوستان ها جدائی / نه گل دارد خیال بی وفائی ولیکن چرخش چرخ ستمگر / زند بر هم رسوم آشنائی . .
مصطفی
پایان حکایتم شنیدنی است ، من عاشق او بودم و او عاشق او . . .