مصطفی
حضور داریوش و همسرش ونوس در مراسم بزرگ داشت بهروز وثوقی
مصطفی
صحبت های داریوش در مورد بهروز وثوقی در مراسم بزرگ داشت بهروز وثوقی
مصطفی
داریوش شهرام شب پره و فرزین
مصطفی
مرحوم منوچهر نوذری گوگوش حمیرا و داریوش در کنار هم
مصطفی
داریوش و دخترش بیتا.اهنگ گل بیتا رو به عشق بیتا دخترش خونده
مصطفی
حضور داریوش در سینما.عکس برای فیلم علفهای هرز.
مصطفی
ای خدا من به کسی کاری ندارم ولی زخم از همه خوردن شده کارم از غریب و کسی که وصله جونه پشت پا خوردن و مردن شده کارم کاشکی هوشیاری نصیبم نمی شد باعث رنج و فریبم نمی شد بعضی ها قیده همه چیرو زدن بعضی ها اسیر اقبال بدن اون بالا نشستی گوش کن ای خدا چه عذابیه به دنیا امدن کاشکی هوشیاری نصیبم نمی شد باعث رنج و فریبم نمی شد اخه هوشیاری غم بزرگییه کاشکی هوشیاری نصیبم نمیشد هر کجا پا میزارم هر جا که میرم پیشه چشمام میبینم حلقه داری ای خدا من خودمم هیچ نمیدونم چرا هر گل پیش چشمام میشه خاری کاشکی هوشیاری نصیبم نمی شد باعث رنج و فریبم نمی شد اخه هوشیاری غم بزرگییه کاشکی هوشیاری نصیبم نمیشد مرگ تدریجی شده هستی برام نقش خنده دیگه مرده رو لبام ای خدا هر کسی از راه می رسه می کنه چاه دو رنگی پیش پام کاشکی هوشیاری نصیبم نمی شد باعث رنج و فریبم نمی شد اخه هوشیاری غم بزرگییه کاشکی هوشیاری نصیبم نمیشد
مصطفی
عشق به شكل پرواز پرندست عشق خواب يك آهوي روندست من زائري تشنه زير باران عشق چشمه آبي اما كشندست من ميمرم از اين آب مسموم اما اونكه از مرده عشق تا قيامت هر لحظه زندست من ميميرم از اين آب مسموم مرگ عاشق عين بودن اوج پرواز پرندست تو كه معناي عشقي به من معنا بده اي يار دروغ اين صدا را به گور قصه ها بسپار صدا كن اسممو از عمق شب از لب به ديوار براي زنده بودن دليل آخرينم باش منم من بذر فرياد خاك خوب سرزمينم باش طلوع صادق عصيان من بيداريم باش عشق گذشتن از مرز وجوده مرگ آغاز راه قصه بوده من راهي شدم نگو كه زوده اون كسي كه سرسپرده مثل ما عاشق نبوده من راهي شدم نگو كه زوده اما اونكه عاشقونه جون سپرده هرگز نمرده...
مصطفی
الهی به مستان...الهی به مستان جام شهود به عقل آفرینان...به عقل آفرینان بزم وجود به آنان که...به آنان که بی باده . مست آمدند ننوشیده می . می پرست آمدند دلم مجمر آتش تور کن . گلم ساقر آب انگور کن به ساقرکشان شراب ازل . به میخوارگان می لمیزل به عشقی که شد از ازل آشکار . به حسنی که شد عشق را پرده دار دلم مجمر آتش تور کن . گلم ساقر آب انگور کن در این حال مستی صفا کردم تو را ای خدا من صدا کردم از این روزگاری که من دیده ام چه شبها خدایا خدا کردم نهادم سر سجده بر خاکت به درگاهت امشب دعا کردم شرار عمر فانی من . طلوع جاودان تویی تو نشان ناتوانی من . توان بی نشان تویی تو تو شور عشقم داده ای . مرا تو رسوا کرده ای به کوی اهل دل مرا . تو مست و شیدا کرده ای کجا روم که چاره ساز . ای خدا تویی نیاز هر چه بی نیار . ای خدا تویی
مصطفی
زبان دان رموز کیمیا کیست که گویم حل و عقد کیمیا چیست نه بحث ما در آن امر محال است که در اثبات و نفیش قیل و قال است