دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مصطفی

حلقه ازدواج باید در فکر انسان باشد نه در انگشت دست چپش . . . درباره »
مصطفی
امتیاز: 634.3

دنبال‌شدگان

(348 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(150 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

مصطفی
مصطفی

سلام دوستان

مصطفی
مصطفی

دوستان خدانگهدار تا بعد

مصطفی
مصطفی

یه پادگانم ذاغه مهماتش تو ملارد شهریار ور ترکیده

مصطفی
مصطفی

پمپ گاز تو عظیمیه کرج منفر شده نمی دونمچرا اما صدای مهیبی داشته

مصطفی
مصطفی

هرز گاهی دریا هوس میکنه به ساحل سری بزنه براش مهم نیست ساحل دستشو میگیره یا نه مهم اثبات وفاداری دریاست . . .

مصطفی
مصطفی

دیدی آنرا که تو خواندی به جهان یارترین / سینه را ساختی ز عشقش سرشار ترین آنکه میگفت منم بهر تو غمخوار ترین / چه دل آزارترین شد ، چه دل آزارترین . .

مصطفی
مصطفی

باز کن ار سر گیسویم بند / پند بس کن که نمیگیرم پند در امید عبثی دل بستن / تو بگو تا به کی آخر ، تا چند

مصطفی
مصطفی

نمی دانم چرا آنقدر بزرگ نشده ام،که تو را تنها در مواقع سختی نخوانم؟ چرا وقتی همه چیز هست، کمتر تو را صدا می کنم؟ چرا وقتی سالم و شاداب هستم، کمتر تو را شکر می گویم؟ پروردگارا! تنها درخواستم از تو روحی وسیع است، آنقدر که فراموش نکنم،در خوشی ها باید بیشتر تو را صدا کرد!

مصطفی
مصطفی

لیلی زیر درخت انار نشست.درخت انار عاشق شد.گل داد سرخ سرخ.گلها انار شد داغ داغ.هر اناری هزار دانه داشت.دانه ها عاشق بودند.دانه ها توی انار جا نمیشدند.انار کوچک بود.دانه ها ترکیدند.انار ترک برداشت.خون انار روی دست لیلی چکید.لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید.مجنون به لیلی اش رسید.خدا گفت: راز رسیدن فقط همین است.کافی است انار دلت ترک بخورد.

مصطفی
مصطفی

خدایا! کمکم کن؛ پیمانی را که در طوفان با تو بستم در آرامش فراموش نکنم

مصطفی
مصطفی

خدایا با تمام کوچکی ام چیزی دارم که تو با آن عظمتت نداری و آن خدایی ست که من دارم و تو نداری.

مصطفی
مصطفی

تو مانند کبوتر ها نجیبی ٬ تو مثل داستانهای عجیبی گناه من چه بود که گفتی ٬ از این پس از نگاهم بی نصیبی .

مصطفی
مصطفی

حال من دست خودم نیست / دیگه آروم نمیگیرم دلم از کسی گرفته / که میخوام براش بمیرم .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
مصطفی
مصطفی

تحمل تنهایی از گدایی دوست داشتن آسانتر است تحمل اندوه از گدایی همه ی شادی ها آسانتر است

مصطفی
مصطفی

کسی دیگر نمی کوبد در این خانه متروکه ویران را کسی دیگر نمی پرسد چرا تنهای تنهایم !!! و من چون شمع می سوزم و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند و من گریان و نالانم و من تنهای تنهایم !!!