مصطفی
بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شیشه ی عمرمن است بوسه بر مویت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموی توست اما ریشه ی عمر من است
مصطفی
نور دلیل تاریکی بود و سکوت دلیل خلوت، تنها عشق بی دلیل بود که تو دلیل آن شدی
مصطفی
هستند کسانی که روی شانه هایتان گریه میکنند و وقتی شما گریه میکنید دیگر وجود ندارند
مصطفی
وقتی که تمام شیرها پاکتی اند ! وقتی همه ی پلنگ ها صورتی اند ! وقتی که دوپینگ پهلوان می سازد ! ایراد مگیر عشق ها ساعتی اند . . .
مصطفی
فاصله بین مشکل و حل آن یک زانو زدن است اما نه در برابر مشکل بلکه در برابر خدا
مصطفی
هستند مردمانی که خیشاوندان آنها از گرسنگی میمیرند ولی در عزایش گوسفندها سر میبرند . . .
مصطفی
تولد و مرگ را درمانی نیست مهم این است که فاصله میان این دو را شاد زندگی کنیم . . . .
مصطفی
مهم نیست که چه اندازه می بخشیم بلکه مهم این است که در بخشایش ما چه مقدار عشق وجود دارد
مصطفی
همیشه نگاهی را باور کن که وقتی دور شدی در انتظارت بمونه.
مصطفی
پس از مرگم بيا زيبا نگارم بيا با جمع دوستان بر مزارم سرت خم کن ببوس سنگ مزارم که من در زير خاک چشم انتظارم . .
مصطفی
می دونی فرق تو با انار چیه؟ انار هزار دونه است ولی تو یه دونه ای.
مصطفی
صداقت و مهربانیت را می ستایم صداقت را از کلامت و مهربانیت را از نگاهت!