سارا(فندق خاندان)
دلشکسته ای کنار پنجره سیگار میکشید ...خسته بود ...آنقدر خسته که یادش رفت بعد از آخرین پک ،سیگارش را به پایین پرت کند ...نه خودش را ... 25سال گذشت و.... پایان آغاز شد...
سارا(فندق خاندان)
نجنگ ! آنكه مي خواهد برود، امروز نرود، فردا حتماً خواهد رفت .
سارا(فندق خاندان)
شبـــــــیه مه شده بـــــــــودی نه میــــــــشد در آغوشت گرفــــــت ... ... و نه آنســـــــــــوی تو را دیـــــــد تنـــــــــــــها میشد در تـــــو گم شد که شـــــــدم
سارا(فندق خاندان)
وقــتـي ازم مــي پـرسي که خوبـي و من ميگم: اي بد نيستم.. يعني بدم ! خيلي هم بدم !! پس نگو خدا رو شکر !
سارا(فندق خاندان)
منتظر خداحافظى من نباش من هرکه را به خدا سپردم دیگر پس نیاورد…!
سارا(فندق خاندان)
امشب آرام نشستم، زل زدم به دیوار، غرق شدم تو یه سری فکـــر ، شایدم رویـــا نمی دونم …تا به خودم اومدم دیدم صورتم خیس شده … به همین سادگی .
سارا(فندق خاندان)
یه وقتایی لازمه یکی “کنارت” باشه.. کاری نکنه و حرفی نزنه ها ! فقط باشه…
سارا(فندق خاندان)
این روزها که می گذرد یک ترانه تلخ قصه ی تنهایی های مرا می سراید سمفونی گوش خراشی است روزهاست پنبه دگر فایده ندارد ……باید باور کنم تنهایم
سارا(فندق خاندان)
سر به هوا نیستــــم امــــا همیشـــــه چشــــم به آسمان دارم حال عجیبـــی ست دیدن ِ همان آسمان که شاید "تو" دقایقی پیش به آن نگاه کـــرده ای...!!!
سارا(فندق خاندان)
سهراب قایق دیگر جوابگو نیست.... کشتی باید ساخت!!! این جا مثل من زیاد است!!!
سارا(فندق خاندان)
جای خالی ات را... با فرض پُر کرده ام... ..... حرامش باد آنکه پُر کرد جای مرا..
merciiiiii sara jan




14 سال و 2 ماه و 15 روز و 20 دقيقه قبل