طلوع
روحت كه رشد نكند - جسمت را ميكشند - وقتي در ليواني به نام دنيا باشي ...
طلوع
سلامتی پسرخاله یه کیک مسموم گنده رو و خودش تنها خورده بود که بقیه نخورن مریض بشن.. صبح زود..تهنای تهنا ... مجری گفت چرا ننداختی دور؟ گفت:گفتم خوب گربه ها میخورن مریض میشن ، مورچه ها میخورن مریض میشن - مورچه که نمیشه بهش سرم وصل کرد!
طلوع
کوچه ها را بلد شدم ، مغازه ها را ، رنگهای چراغ راهنما را ، حتی جدول ضرب را ، و ديگر در راه هيچ مدرسه ای گم نمی شوم ، اما گاهی ميان آدمها گم می شوم ، فقط آدمها را بلد نيستم!!!!
طلوع
مرحم زخم های کهنه ام کنج لبان توست! بوسه نمیخواهم،چیزی بگو.
طلوع
آدم ها آدم ها آدم ها فقط خواستم بگویم آدم ها رنگ میبازند! آدم ها خسته میشوند،رنگ ها، کم رنگ و یاد ها دیگر بو نمیدهند مثل سابق. دل گیرم از رنگ باختگیِ موهای مادرم! دل گیرم از رنگها.
طلوع
مو هایش را نوازش کن ... قبل از اینکه سفید شوند ... زن است .. با همه زن بودنش ، دوست دارد نوازشت را ولی با هوش است .فرق ریا با صداقت را می فهمد.
طلوع
فرشـــته ها بی حجـــــــــابند ؛ برای پاکــــــــ بودن نیــــــــازی به پوشاندن نیست ... حُـجــب و حیــــا ذاتیــــست ... !!!
طلوع
به سلامتي كلاه قرمزي كه دلش " فقط" واسه سروناز يه جوري مي شد!
طلوع
تو از همه دلبران سَري ... مادر من ...
طلوع
به دنیا نیامده ای تا اندکی زندگی کنی! پس تا آنجا که می توانی زندگی کن!
طلوع
«می توانم بگویم من به رودخانه شبیه هستم که از هرکجای آن لازم باشد بدون سر وصدا می توان آب برداشت» نیما یوشیج
طلوع
خدا در مکان های دو از انتظار به دست افرادی دور از انتظار و در مواقعی تصور ناپذیر معجزات خود را به انجام می رساند. برای آن مهربانِ توانا ، غیرممکن وجود ندارد ... همیشه ، همیشه و همیشه امیدی هست ...
طلوع
بهشتِ مهربانی هایِ من! چقدرمهربان، صبوروعاشقانه میشنوی و اِجابت میکنی... وچه آرامم می کند، خنکای دلنشینِ مهربانی و رحمتت.... وقتی تو، قدم بر لحظه هایم میگذاری، هوا،هوای بهشت میشود...
طلوع
هر چقدر فکرت بزرگتر باشد به همان اندازه بیشتر به افکار دیگران احترام میگذاری