طلوع
" ماه بالای سر آبادی است، اهل آبادی در خواب روی این مهتابی، خشت غربت را می بویم: باغ همسایه چراغش روشن، من چراغم خاموش...!!! " سهراب
طلوع
" چایت را بنوش نگران فردانباش ازگندمزارمن و تومشتی کاه میماند برای بادها...... " نیمایوشیج
طلوع
قدرتِ کلماتت را بالا ببر نه صدایت را ! این باران است که باعث رشد گلها میشود نه رعد و برق ! " مولوی
طلوع
من و تو در سفر عشق دیر فهمیدیم .... قطار منتظر هیچ کس نمی ماند
طلوع
مگو شرط دوام دوستی دوری ست٬ باور کن همین یک اشتباه از آشنا بیگانه می سازد
طلوع
به زور جاذبه ، سيب از درخت چيده زمين ، چه ميوه اي ؛ ز سر اشتياق مي افتد ؟!
طلوع
عهد و پیمان فلک را نیست چندان اعتبار...
طلوع
چرا عاقلان را نصیحت کنیم؟ بیایید از عشق صحبت کنیم ... تمام عبادات ما عادت است ... به بیعادتی کاش عادت کنیم ... چه اشکال دارد پس از هر نماز ... دو رکعت گلی را عبادت کنیم؟
طلوع
" گاهی باید دروغ را راست پنداشت و گاهی راست را دروغ بی فریب خوردن ،زندگی سخت است " << فروغ فرخزاد >>
طلوع
" گاهی باید بی رحم بود! نه با دوست... نه با دشمن! بلکه با خودت! و چه بزرگت می کند آن سیلی که خودت می خوابانی توی صورت خودت ! "
طلوع
این روزها گرگ را از انسان نمی توان تشخیص داد! تنها زمانی گرگ را می شناسیم که یا بسیار دیر شده ! یا خود دریده شده ایم!..
طلوع
چگونه میشود از خدا گرفت چیزی را که نمیدهد... میگویند قسمت نیست حکمت است... من قسمت و حکمت نمیفهمم... تو خدایی طاقت را میفهمی...
طلوع
به آن کسی که چشمهایش نمی بیند، یک عصای سفید بدهید؛ و به کسانی که با چشم قلبشان نمی بینند، صد عصای سیاه، بگذار شدت مصیبت را همه بدانند ...
طلوع
همیشه تو دنیا کلی فرق بین آدما / این یه قانون شده و دیروز و امروز نداره
طلوع
تا بوده چشم عاشق در راه يار بوده / بي آنكه وعده باشد در انتظار بوده