دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

sina

این تو نیستی که مرا از یاد برده ای این منم که به یادم اجازه نمیدهم حتی از نزدیکی ذهن تو عبور کند ... درباره »
sina
امتیاز: 2236

دنبال‌شدگان

(465 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(414 کاربر)

گروه‌ها

(17 گروه)

بازدید

sina
sina
در رفیق

بیا کلاغ پر بازی کنیم ،روزهای بی تو بودن پر،فکر بی تو بودن پر،دوست داشتن کسی جز تو پر،عشق کسی جز تو تو سرم پر ،فقط خواهش می کنم تو نپر

sina
sina
در رفیق

آدما رسمشونه پایبند دلدار نمیشن،خوب گرفتار میکنن،آدما رسمشونه شاخه به شاخه میپرن،دل رو بیمار میکنن اما پرستار نمیشن.

sina
sina
در رفیق

بيا آبي باش به رنگ آسمان،تا من هميشه سر به هوايت باشم

sina
sina
در رفیق

با ارزش ترين چيز در زندگي دل آدم هاست،اگر كسي بهت سپردش امانتدار خوبي باش

sina
sina
در رفیق

مكاني برايت بهتر از دلم ندارم،تنگي اش را به لطف خودت ببخش

manesa
manesa

دلم را باز پنهانی به خلوت خود برده ای ! بگذار بماند ... سال هاست من و دل جدا از هم زندگی میکنیم

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
manesa
manesa

اشتباه بزرگی بود که فکر کردیم بهترین دوستمان می تواند بهترین عشقمان باشد و اشتباه بزرگتری بود که فکر کردیم عشق گذشته می تواند یک دوست خوب باشد!! 16:43

این ارسال را بازنشر کرده است.
N@SIM
N@SIM
در رفیق

ای کسانی که دم از رفاقت میزنید . . . لااقل هر 39 روز یکبار احوالی از دوست خود بگیرید که اگر مرده بود به چهلمش برسید

این ارسال را بازنشر کرده است.
sina
sina
در رفیق

هر دو چشم تو دنیای من است، گر نبینم تو را یادت نگهدار من است

sina
sina
در رفیق

به ستاره ها خواهم گفت تا آن زمان که سحر میدمد بر جاده های شبت بتابد تا مسیر آرزوهایت بی نور نماند

sina
sina
در رفیق

به هیچ روزی پس ات نمیدهم، به هیچ ساعتی، به هیچ دقیقه ای، به هیچ، هیچی سخت چسبیده ام تمامت را

sina
sina
در رفیق

صداقت تنها امتحانی ست که در آن نمیتوان تقلب کرد، پس صادقانه به یادتم

باران بهاری
پرتقال.jpg باران بهاری
در رفیق

وقتی می‌آیی عطر ِ یک باغ پرتقال در سرم می‌پیچد ؛ وقتی می‌روی آنقدر پرتقال دارم که به فکر کنم و تمام انگشتانم را ببرم...

این ارسال را بازنشر کرده است.
sina
6666666666666__1_.jpg sina
در رفیق

تو پیشم نموندی، دلم رو سوزوندی تو هرگز نخواستی، پیشه من بمونی من همون شخصی بودم، که به پات نشستم تو اون کس نبودی، که من دوسش میداشتم

sina
sina
در رفیق

بی عشق سر مکن که دلت پیر می شود گاهی نفس به تیزی شمشیر می شود از هرچه زندگیست دلت سیر می شود گویی به خواب بود جوانیمان گذشت گاهی چه زود فرصتمان دیر می شود کاری ندارم آنکه کجایی چه می کنی بی عشق سر مکن که دلت پیر می شود