sina
خيلي سخته توي پاييز با غريبي آشنا شي اما وقتي که بهار شد يه جوري ازش جدا شي خيلي سخته يه غريبه به دلت يه وقت بشينه بعد اون بگه که هرگز نميخواد تو رو ببينه
sina
میل دریا گر کنی ، من دیده را دریا کنم / میل صحرا گر کنی ٬ من سینه را صحرا کنم / نا امیدم گر کنی میمیرم اما باز هم در همان حالت که میمیرم دعایت می کنم . . .
sina
آنکه مست آمد و دستي به دل ما زد و رفت ، در اين خانه ندانم به چه سودا زد و رفت خواست تنهايي ما را به رخ ما بکشد، تعنه اي بر در اين خانه تنها زد و رفت . . .
sina
امشب دوباره یاد تو داغ دلم رو تازه کرد نبودنت کنار من غمهامو بی اندازه کرد
sina
نفرین به سادگی ام که بی دل تو ، به یاد تو روح و جسم خود آزردم
sina
نمیبخشمت به خاطر تمام خندههایی که از صورتم گرفتی ، به خاطر تمام غمهایی که بر صورتم نشاندی ، نمیبخشمت به خاطر دلی که برایم شکستی ، به خاطر احساسی که برایم پر پر کردی ، نمیبخشمت به خاطر زخمیکه بر وجودم نشاندی ، به خاطر نمکی که بر زخمم گذاردی
sina
چاله ی شکست پر است از انسان های تندرو . . .
sina
دل تنگیهامو بردار ، پیش خودت نگهدار وقتی که تنها شدی منو به یادت بیار