آه ای #رفیق آه ای #رفیق از چه فراموش کرده ای آه ای #رفیق آن را که نقد هستی خود پاک باخته آن را که غم خریده و شادی فروخته آن را که چون شراره به یک لحظه سوخته اما به حال سوخته یک عمر ساخته آه ای #رفیق آه ای #رفیق نان گرم سفره ام را با تو قسمت کردم ای دوست هر چه بود از من گرفتی غیر اه سردم ای دوست دشمن من بودی ای #رفیق رهم دشمن این قلب پاک و بی گنهم نام تو فانوس هر مسافر شب از چه نتابیدی بر شب سیهم آه ای #رفیق آه ای #رفیق
چه ساده می شود با تو گفت معنی همه حرف های بی صدا تو آغاز شوق آشیانه های بی غمی لا نه های گرم و نازک پرنده ها چه خوش خیال به دست های تو تکیه کرده ام چه بی ریا به لحظه های مانده از صدای تو دل سپرده ام

15 سال و 3 ماه و 2 روز و 16 ساعت و 43 دقيقه قبلمـــــرسی بیتا جان


15 سال و 3 ماه و 2 روز و 15 ساعت و 39 دقيقه قبلدست گل باران عزیزم هم مـــــــرسی
چه خوب آدم دوستای خوبی داشته باشه
ش.زدن به تخته
ش.اسپند دود کردن
فدا مدات گلپری جون

15 سال و 3 ماه و 2 روز و 15 ساعت و 31 دقيقه قبلسلامت باشی بیتای گل گلاب
15 سال و 3 ماه و 2 روز و 15 ساعت و 22 دقيقه قبلخواهشت!
15 سال و 3 ماه و 1 روز و 9 ساعت و 4 دقيقه قبل