دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

sina

این تو نیستی که مرا از یاد برده ای این منم که به یادم اجازه نمیدهم حتی از نزدیکی ذهن تو عبور کند ... درباره »
sina
امتیاز: 2236

دنبال‌شدگان

(465 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(414 کاربر)

گروه‌ها

(17 گروه)

بازدید

sina
sina
در رفیق

بی تو ترك برداشته ام و به هر بهانه ای ، دلم می شكند ، گاهی گم می شوم پشت پنجره ها و سكوتم را بغض می كنم تا نشنوند صدای شكستنم را

sina
sina
در رفیق

آیا از بخشندگی و مهربانی که نخستین حالات خداوند است ، در ما نشانی هست ؟

sina
sina
در رفیق

کسی که رنگ پریدگی خزان را ادراک کرده باشد به نیرنگ گل های رنگ رنگ دل نخواهد بست به خیانتکاری چون تو دیگر هرگز اعتماد نخواهم کرد

sina
sina
در رفیق

کاش همانطور که از شکستن تکه ای شیشه بر میگردی و نگاهش میکنی وقتی دل مرا شکستی ، یکبار بر میگشتی فقط نیم نگاهی میکردی . . .

sina
sina
در رفیق

تو روزگار رفته ببین چی سهم ما شد از عاشقی تباهی از زندگی مصیبت از دوستی شکستو از سادگی خیانت . . .

sina
sina
در رفیق

اگر دلتنگی کم آوردی غصه نخور! من به حای هر دویمان دلتنگتم!!!

sina
sina
در رفیق

آسمانم دلم برای تـو، آنقدر تنگ می شود که آغـوشم برایـــش کهکشان است !!

sina
sina
در رفیق

از دشمنان برند شکایت به دوستان / چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم ؟

sina
sina
در رفیق

از تو متنفرم حتی اگر اندازه تمام ستاره های آسمان هم دوستم داشته باشی برایت آرزوی مرگ نمیکنم چون باید بمانی و خوشبختی من و بد بختی خود را ببینی . . . منتظر آن روز هستم مانند روزی که رفتی و گفتی دیگر باز نمی گردی

sina
sina
در رفیق

یادمان باشد: اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم که در این بحر دو رنگی و ریا دگر حتی طلب آب ز دریا نکنیم . . .

sina
sina
در رفیق

تو بارون که رفتی شبم زیرو رو شد یه بغض شکسته گلو شد . . .

sina
sina
در رفیق

از چشم هیچ کسی نمی شود خواند که دوستتان دارد یا نه …. ! بس که برای نفر قبلی گریه کرده ، حالت چشمانش عوض شده

sina
sina
در رفیق

گر یار مرا دیدی به خلوت بگو ای بی وفای بی مروت غمم دادی و غمخوارم نکردی سروکارت به فردای قیامت.

sina
sina
در رفیق

درک زیبایی ‚ درکی زیباست سبزی سرو فقط یک سین از الفبای نهاد بشری حرمت رنگ گل از رنگ گلی گم گشته است عطر گل خاطره عطر کسی است که نمی دانیم کیست می آید یا رفته است ؟ چشم با دیدن رودخونه جاری نمی شه بازی زلف دل و دست نسیم افسونه

sina
sina
در رفیق

تا وقتي كه تو هستي تا لحظه اي كه ياد تو در خاطر من جاريست تا زماني كه دستهاي گرمت همراه دستاي خسته اي منه تا وقتي كه نگاهت تنها پناهگاه و تكيه گاه نگاه سرگردان منه تا زماني كه تو همسفر جاده زندگي من هستي تا وقتي كه شونه هاي تو امن ترين جاي دنياست براي من من زنده هستم