من علیرضا هستم
من امروز خیلی چیزها فهمیدم...هان،کجایی تا ببینی..
من علیرضا هستم
کاش میدانستم حس غم را چگونه میتوان کامل و تمام نوشت تا با قلم نشانش دهم...
من علیرضا هستم
همیشه دروغ ها ....زندهتر هستند...
من علیرضا هستم
آن میشوی تا دوست گردی...دوست که گشتی،آف میشوی...!
من علیرضا هستم
من شاید فرد بدی باشم،اما نه بخاطر آن چیزهایی که تو فکر میکنی...
من علیرضا هستم
کاش میدانستیم که تسخیر روح،بارها و بارها سختتر از تسخیر جسم است...!
من علیرضا هستم
میدانم که کسی به غمها و دغدغههای من علاقهای ندارد،همه در لابلای حرفهای من،افکار ناگفته و نانوشته خود را جستجو میکنند...
من علیرضا هستم
چه شبهای پربرکتی است؛شبهای بارانی من...!
من علیرضا هستم
میترسم این آه از سینهام خارج شود و گریبان بختت را بگیرد...میترسم...
من علیرضا هستم
چه یادگاریهای تلخ و ماندگاری را از خود برای من بر جای گذاشتهای...!
من علیرضا هستم
رفتی،اما هزاران حرف از خود بر جای گذاشتی...یادت هست................
من علیرضا هستم
باران عشق،فقط چشمان را خیس میکند...
من علیرضا هستم
گرگ دیدن مهم نیست...سالم ماندن میان گرگها مهم است...
من علیرضا هستم
از تو هزاران قطره اشک طلب دارم.......این را امروز فهمیدم..................در بستر بیماری....
من علیرضا هستم
مدتهاست که فنجان من قهوهای ندارد...!