من علیرضا هستم
خودمـَم نمیفهـمـَم چـے میخـوآم . . .ولـی فهمیـدم یـه پـآیـآن ِ تلـخ بهتـَرازیـه تلخـے ِ بے پـآیـآنـه . . .
من علیرضا هستم
تمام عاشقیت همین بود/به تلنگری پاشیدی /به جمله ای نالیدی/به کلمه ای رفتی/تمام عاشقیت ادعا بود...
من علیرضا هستم
چقـدر بگـویـم ؟ قـرص آرامـم نمـی کـنـد! آغـوش تـو ... آرام بـخـش مـن اسـت!
من علیرضا هستم
اینکهـ دیگرانـ نمـےداننـ د دقیقا در مَن چه مـے گذردحالَم را بهتر مـے کُند
من علیرضا هستم
تو س ی گ ارو خامـ وش کـن تا بگمـ : چطور میشهـ با گ ری هـ اَم دود شد چطور میشهـ با خنده اَم ز خ مـ خورد چطور میشهـ با عشـق نابـ ود شد
من علیرضا هستم
با تو بودن ای کــاش تا ابد ممکن بود . . .
من علیرضا هستم
دلــــــم یه زندگــــی جـــدید میخواد با آدمــــای جدید ، حتی از اینجا هم خسته شدم ... پر از حرفــــای ناتمومم اما سکوت میکنم ...
من علیرضا هستم
می خواهم تمام احساسات کهنه ام را بفروشم! بفروشم به دوره گرد توی خیابان! و به جایش نمک بگیرم... برای زخمهایی که تو باقی گذاشتی..
من علیرضا هستم
عشق من شبیه باران نیست كه گاهى بیاید و گاهى نه عشق من شبیه هواست ساكت ! اما همیشه در اطراف تو . . .
من علیرضا هستم
وقــــت هـــایـــی هــســت کـــه جــــز بـه بـودنــت دلــــم رضــایـت نــمـی دهــد حــــالا مــن از کـــجـا تـو بــــیـاورم ؟
من علیرضا هستم
آن ســـوی پــنــجــره بـــاران هـــاشـــور ، مـــی خـــورد ایـــن ســو ، مــــن . . . خــیــس مــی شـــوم از خــیــال تـــو و تـــمــام روزهـــایی کـه بــاران بــاریــد و تـــو نــیــامــدی
من علیرضا هستم
نمـی دآنـم از دلـتنـگـی عـآشقـتـرم یـآ از عـآشـقـی دلتنگـ تـر! فقـط مـی دآنـم در آغـوش منـی بـی آنـکـه باشـی و رفـتی بـی آنـکـه نبـآشـی
من علیرضا هستم
ترک کردن ِ آدمها هم آدابی دارد ! اگر آداب ِ ماندن نمیدانید لااقل درست ترکشان کنید تا تَــرَک برندارند
من علیرضا هستم
انگـ ـشتانتــ را ... به من قـ ـرض بده برایـِــ شمـ ـردن لحـ ـظه های نبـ ـودنتـــ کـ ـم آورده ام...