من علیرضا هستم
در انتظار چيستي ؟! اينجا هنوز تاريكي ست ، تو به ازدحام كدامين كوچه ي خوشبخت خواهي نگريست وقتي دريچه مسدود است !
من علیرضا هستم
صداي قميشي به دلم چنگ مي زنه ...
من علیرضا هستم
واژه اي هرگز نخواهي يافت تا صبر را معنا کند صبر من سرخي چشمان من است از گريه هاي سرد و تلخ ، آبشاري روي آتشبار من ... سينه ام انبوهي از ناگفته هاست !
من علیرضا هستم
من فدای تو ! چگونه بگویم به آتشم می کشد نفس هایت ، آنگاه که بوی گریه می گیرند...
من علیرضا هستم
همیشه در پاییز درختی دارم............
من علیرضا هستم
از این دنیـــــــــــا متنفرم از دروغـهاش متنفرم متنفـــــــــــــرم
من علیرضا هستم
نمی دانم که چه اندیشه ای بر سر داری..............نمی دانم هوای دیدن من به سرت می زند یا نه نمی دانم از دوری من آه می کشی یا نه نمی دانم وقتی گریه مرا می بینی دلت می لرزد یا نه نمی دانم از بی من بودن دلت می ترسد یا نه نمی دانم که تا آخر بازی زندگی هستی یا نه نمی دانم نمی دانم نمی دانم
من علیرضا هستم
می دانــی بیا بنشین اینجــا تا برایت کمــی دَردُ دل کنم ...نکنـــد نیاییُ من اینجــا از غصه دلتنگــی ِ نیامدنت بمیـــرم ؟!!!فقط بیـــا بودنتـــ را می خواهم ...
من علیرضا هستم
بوی عطرت همه ماشینمو پر می کنه چشامو باز می کنم تو نیستی دلتنگتم ، دلتنگ......
من علیرضا هستم
از هر طرفـــــــ ... از هر جایــ ـــی ... درباره ی خودمــــ فکـــ ــر میکنـــ ــــم جوابــــ آخرمـــــ تویـــ ـــی
من علیرضا هستم
این روزها بیشتر از همیشه به بودنت نیاز دارم.....چرا درک نکردی.....
من علیرضا هستم
مرا دوری تو ناکام کرده است......
من علیرضا هستم
چشمانم ابدیت را تکرار می کنند تو دیدی و رفتی ؟ !