من علیرضا هستم
اینکهـ دیگرانـ نمـےداننـ د دقیقا در مَن چه مـے گذردحالَم را بهتر مـے کُند
من علیرضا هستم
می خواهم تمام احساسات کهنه ام را بفروشم! بفروشم به دوره گرد توی خیابان! و به جایش نمک بگیرم... برای زخمهایی که تو باقی گذاشتی..
من علیرضا هستم
وقــــت هـــایـــی هــســت کـــه جــــز بـه بـودنــت دلــــم رضــایـت نــمـی دهــد حــــالا مــن از کـــجـا تـو بــــیـاورم ؟
من علیرضا هستم
آن ســـوی پــنــجــره بـــاران هـــاشـــور ، مـــی خـــورد ایـــن ســو ، مــــن . . . خــیــس مــی شـــوم از خــیــال تـــو و تـــمــام روزهـــایی کـه بــاران بــاریــد و تـــو نــیــامــدی
من علیرضا هستم
خیالـ ت راحـتـــ ! دیـ گر اشکـ ـی نیسـ ت کـ ه احساسـ م را شکوفـا کنـــ د... تنـ ها بغضـ ی مانـ ده که حسـ ـرت نبودن تو را در چشمـ آنمـ به پیشــ میبرد...
من علیرضا هستم
آغـ ـوش گرمتــــ را نشــ ـآنه مي رومــ تيـ ـرمـــ به خطآ مي رود ! سـ ـرمــ روي شـ ـآنه ي توسـ ـتـــــ . . .
من علیرضا هستم
معلمه سر کلاس ميگه: هرکس خنگه از جاش بلند بشه. يه شاگرده بلند ميشه ميگه: آقا بخدا ما خنگ نيستيم فقط خواستيم شما تنها نباشيد.
من علیرضا هستم
آرام بخواب٬تا صبح موهايت را میبويم و ناز میکنم...در جای خاليت٬تو را همواره میجويم...لالالالا٬آرام بخواب عزيز دلم...
من علیرضا هستم
چگونه شیشه شوم وقتی نگاهها همه از سنگند....