من علیرضا هستم
من امشب اينجا بي تو در حريم امن خانه ام غريبم. اي تنها خيال شبهاي تنهاييم....
من علیرضا هستم
می پسـندم پاییـز را که معافـم می کنـد از پنـهان کردن دردی که در صـدایم می پیچـد ُ اشکی که در نگاهـم می چرخـد آخر همه مـی داننـد سـرما خورده ام . . . !
من علیرضا هستم
دنیا مثل پاییزه هم قشنگه هم غم انگیزه قشنگیش به خاطر تو و غم انگیزیش به خاطر دوری تو . . .
من علیرضا هستم
آنقدر گاهی از تو می نویسم که آبی خودکارم عطر پیراهن خورشید می گیرد باد می داند تمام کوچه های جهان را ریحان کاشته ام تو را شکوفه داده اند ...
من علیرضا هستم
می خواهم درون لحظه های با تو آب تنی کنم تنها گنجشکها می فهمند چه می گویم ...
من علیرضا هستم
غضنفر موبایلش رو ویبره بوده میبره پیش موبایل فروش میگه موبایلم خرابه میپرسه اشکالش چیه؟ میگه: هرچی زور میزنه نمیتونه زنگ بزنه.
من علیرضا هستم
حاج آقا برگشته میگه: خدمتت که تموم بشه میری دیگه؟ گفتم پَ نه پَ بخاطر حفظ ارزشهای نظام و آرمانهای امام راحل ۱۸ ماه دیگه تمدیدش میکنم.
من علیرضا هستم
سر ظهر از مغازه داره پرسیدم :این دور و برا رستوران هست؟ میگه میخوای غذا بخوری؟ پ نه پ میخوام ببینم اگه ظرف کثیف دارن براشون بشورم!!!
من علیرضا هستم
به مامانم میگم یه چیز بنداز رو بابا خوابه … میگه پتو خوبه؟ پ نه پ میز میز خوبه
من علیرضا هستم
دوتا خانم داشتند با هم صحبت می کردند. یکی شون که ازدواج کرده بوده به اون یکی میگه: فکرشو بکن دیروز یکی توی فروشگاه منو دوشیزه خانم صدا کرد اون یکی میگه: خوب بابا حق داشته دیگه، اون فکر کرده آخه کی ممکنه تو رو گرفته باشه
من علیرضا هستم
به دوستم زنگ زدم میگم ماشینم روشن نمیشه میگه استارت میزنی روشن نمیشه؟ میگم پَـــ نَ پَــــ وقتی ازش خواهش میکنم روشن نمیشه
من علیرضا هستم
گریه نکن بانو .......وقت زیادی نداریم همین روزها که من بمیرم تمام کلاغ های خیابان ما شاعر می شوند!
من علیرضا هستم
موهایم را از پیشانیم کنار می زنم انگار همین دیروز بود که چراغ خانه ات برای لحظه ای کوتاه روشن شد!