من علیرضا هستم
حال و هواي دلم رو گرد و خاك گرفته.....
من علیرضا هستم
اگر بغض گلویم را گرفته است تنها یک آرزو برای خالی شدن خودم دارم ، آرزوی باران...
من علیرضا هستم
خداییش حقمه ؟..................چراتو اوج دردم؟
من علیرضا هستم
چقدر ساده ام هنوز روبروی فاجعه به آیینه ،به آب فکر می کنم.....
من علیرضا هستم
چه سرگردان شده ام برای دیدنت....... تمام زندگی من....
من علیرضا هستم
صدای نفس هایت را می شنوم: "دستگاه مشترک مورد نظر خاموش می باشد"
من علیرضا هستم
سرد وسیاه می گذرد این سکوت خاکستری در پرسه های همیشگی خیال من!
من علیرضا هستم
باید تمام شعرهایم را ببخشم به رویاهای دخترکی که از باد باد بادک ها را می دزدید!
من علیرضا هستم
این روزها همه مرا جور دیگری نگاه می کنند حرف هایم بوی تو می دهد انگار..