من علیرضا هستم
يراي فرياد زدن دير نيست گلويم صيقل خورده از اينهمه خوردن و واخوردن بغضت را به من بده، بگذار گريه ات كنم اين سرزمين غم زده جاي تاول داغهايي ست كه بر ما گذاشته اند! خشكيده ام دير زماني ست باراني از من نباريده و نمي بينم نشسته باشم خيس خيس، توي چشمانت! برايم اميد ببار!
من علیرضا هستم
می روم تا در سکوت بمانم دیگر حضور نیم مرده دستهای هیچ کسی مرا به خویش نمی خواند.
من علیرضا هستم
ختم کلام فاتحه ی همه مان خوانده است کسی نمی خواهد صلوات بفرستد؟!
من علیرضا هستم
هی تو............همه ی ساحل ها را گشتی؟ بر گرد! دریا رد گم می کند...
من علیرضا هستم
قرآن ناطقی وقتی دروغ... أعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم!
من علیرضا هستم
چه زندانی است افکارِ من زیرِ شلّاقِ نگاه های تو!
من علیرضا هستم
چه غریبانه دلم خوش شده است!
من علیرضا هستم
این همه آمدم خیالت را شستم روی تفکرت خیره شدم یعنی به دل تو ننشستم؟!
من علیرضا هستم
یعنی باران این قدر خیس است که پالتوات را روی قدم هایت کشیده ای و شال گردنت را هم-حتی- برای ستون خیس نگاهم نمی گذاری؟ کاش می دانستی باران بیش تر از تو کنارم ماند ولی تو بیشتر از باران گونه هایم را خیس کردی!
من علیرضا هستم
چشم هایت......شاید پلک هایم می پرد و شاید اشک هایم جمع می شوند که اینگونه مست می شوم و پای می کوبم! شاید هم در راهروی تصورم بوی قدم های تو می پیچد که اینگونه مست می شوم و پای می کوبم تا بشنود قدم هایت پایکوبی قدم هایم را!
من علیرضا هستم
کابوس میشود لبخندت...به خون خواهی انار دلم که می آیند دندان هات....
من علیرضا هستم
در دنیا فحشهایی وجود دارند که بار عاطفی شان از صدتا کلام عاشقانه بیشتر است مثل : دیووونه ! دوستت دارم دیوونه !
من علیرضا هستم
قلم در دست های من طنین عشق می خواند چرا باران آرام دل مارا نمی فهمی من امشب در نگاه تو شدم ماه غزل هایت تو درد این دل بیمار وتنهارا نمی فهمی
من علیرضا هستم
تاحالا دقت کردین وقتی موبایلتون میوفته زمین سریع برش میدارین ببینین چیزیش شده یا نه ولی وقتی رفیقتون می خوره زمین هرهر بهش می خندین