من علیرضا هستم
من هيچكس را كنار خودم ندارم و اين همه هيچكس يعني ..تو ....تو ...
من علیرضا هستم
سگی نزد شیر آمد گفت: بامن کشتی بگیر شیر سر باز زد سگ گفت:نزد تمام سگان خواهم گفت شیر از مقابله با من می هراسد شیر گفت سرزنش سگان را خوشتر دارم از اینکه شیران مرا شماتت کنند که با سگی کشتی گرفته ام
من علیرضا هستم
آی باران چقد بر سرم می باری؟ نای آدم شدن نیست اگر بود همان نم اول بس بود
من علیرضا هستم
هرتبی تب عشق نیست گاهی وقتا بعضی تب ها از عفونت هوسه…..!
من علیرضا هستم
عاشقم گر نیستی لطفی بکن نفرتــ بورز! بی تفاوتــ بودنتــ هر لحظه آبم میکند!
من علیرضا هستم
وقتی دودلی هایتـ را میبینم گفتن " دوستت دارم " هایتــ فقط تنهاترم میکند!!
من علیرضا هستم
چراغ جان من در حال خاموشی ست اگر مردم مزارم را پر از گل کن جوابی ده سلامم را سپس چون ابر پر باران ببار و قبر من را اشک باران کن که شاید اشکها کمتر کند از آتش عشقت و بعد از آن بگو با چشم گریانت سلام ای آشنا با من چه من دیر آمدم افسوس تو رفتی... تو رفتی و محبت را به خاک سرد بسپردی
من علیرضا هستم
پشت دست٬ داغ روی دل٬ زخم و من عبرت ناپذیر٬ دیوانه ای از نو! : باید کاری کرد . . .با آه و کاش و افسوس هیچ اتفاقی نمی افته. . .
من علیرضا هستم
خدایا! من کم اوردم!! تسلیم! فقط تو عاشقی...!"
من علیرضا هستم
کمی زود بود، ولی... دعایت گرفت مادر بزرگ ! پیر شدم... !!!
من علیرضا هستم
یک فنجان چای تازه دم... اما درد دارد
من علیرضا هستم
به مردانـــــــگی ام شــــــَک نکن... اگر ...... زنـــــــانه می گِریَــــــم..!!!!!. این جا ....اندکی ...هـــوایِ نـــبودنت آلـــوده ست.... چشمانم...عـــادت...ندارد
من علیرضا هستم
به من نگاه می کنی، از خجالت پشت سر خدا پنهان می شوم...