من علیرضا هستم
باید پای این قلم را قلم بکنم ..... تا حواسم پرت می شود ....... نام تو را بر تن کاغذ رزه می رود
من علیرضا هستم
یک اعتراف ساده٬ پیش تو بیشتر از همیشه خودم را دوست دارم ...
من علیرضا هستم
"در چاک چاک شدن دلت عشق را با کدامین نام خواندی "؟بانوی من....
من علیرضا هستم
دنبال رهایی ام... مینویسم تا ببینم به کجا میرم....................
من علیرضا هستم
این عشق برای من هیچ نداشت اما گل های بالشم را باغبان خوبی بود اشک های من ..
من علیرضا هستم
هر چند نمی دانم خواب هایت را با که شریک می شوی .. اما هنوز هم شریک تمام بی خوابی های من توئی ..