من علیرضا هستم
چیزهایی هست که من را آزار میدهد....اصلا تو بی آزار بانو......بی خیال ....باران می بارد.....
من علیرضا هستم
آقا .......ما حبه انگور ...تو شراب چند ساله.....بابا بی خیال......
من علیرضا هستم
داستان من و تو ، افسانه ء قشنگی است.....باور کن.....
من علیرضا هستم
.............................
من علیرضا هستم
رابطه با تو رابطه با خورشيد است از دور می نوازی می کشی از نزديک!!!
من علیرضا هستم
من عاشق لاله واژگونم چون عاشقند اما سر به زیر عاشقند اما متعهد
من علیرضا هستم
بانــــــــو . . . دیگر قضایت نمی گذارم... اذان فاصله که پایان گرفت، سر وقت می خوانمت...
من علیرضا هستم
دنبال بهانه ای برای گریه می گردم ... اخم های تو کجاست !!؟
من علیرضا هستم
مـــــی پــوشــانــم دلـتــنـگـــــی ام را بـــا بـــســتــری از کـــلــمات ، امـــــا بـــــاز کـــســـــی در دلـــــم ، " تــــــو " را صـــــدا مـــــی زنــــد
من علیرضا هستم
قرارش را تو می گذاری، بی قراری اش را من می کشم؛ این بار هم همه چیز عادلانه تقسیم شده است...
من علیرضا هستم
چه کرده ای با من ... بانو ؟ که چشمانم از تو خالی نمی شود چه خوش می نشینی بر زلال نغمه هایم ....
من علیرضا هستم
بانو . . . این همه که می روی به کجا می رسی گاهی هم بیا , , , ,
من علیرضا هستم
آنگاه که تو لب به سخن باز می کنی، یا اینکه تمام ترس هایم چه ساده گم میشود در آغوش تو . . . چشمان تو سحر کدام قبیله ی افسانه ای است؟ بــانــوی تابستانی من، غیبت اینهمه رویا در غربت دستانم رخ می دهد .
من علیرضا هستم
من بی چتر می آیم و می بارم چشمهای من و شاپرک روزهاست که به انتظار توست دست های دلم مدت هاست چتر را به فراموشی سپرده است...