من علیرضا هستم
یه جاده باشه توی جنگل ...... بارون ....... زمزمه ...... من باشم و تو .همین....
من علیرضا هستم
دست و دلم به نوشتن نمیره ......
من علیرضا هستم
بالاخره باریدند این ابرهای در هم گره خورده آمدند قطراتِ کوچکِ آرامش رفتند تمام احساساتِ ناخوشایندِ ناخواسته خیسِ آرامش شدم کاش ببارد تا اَبَد ...
من علیرضا هستم
عصبانی ام در حدِ مرگ..............
من علیرضا هستم
به همین سادگی از سرش پریدم! نه این که پرنده باشم، الکلی بودم یک دائم الخمرِ همیشگی به صداش به حرف هاش به دوستت دارم هاش اما رسمِ روزگار این بود پشتِ تمامِ دلواپسیش از رفتنم خودش بود که رفت بی خبر هم رفت و من باید همَش نزنم که بدتر نشود!
من علیرضا هستم
آهاي..... تويي كه مثل كبك سرت را كرده اي درون برف...........تويي كه از همه بهتر بودي برايم و از همه بدتر شدي برايم آهاي به من گوش كن ، براي يك لحظه جايت بدجور خالي ميزند
من علیرضا هستم
ارزوی قشنگی است داشتن رد پای تو............
من علیرضا هستم
میترسم از فــــردایی که دیگه نایی ندارم...!
من علیرضا هستم
خدایا !!!! خط ونشان دوزخت را برایم نکش... جهنم تر از نبودنش جایی را سراغ ندارم.........
من علیرضا هستم
تمـــام غصــه هــایــی را کـــه بــرایـــت خـــوردم بـــــالا اوردم! طـــعـــم بـــیهودگـــی مــیــداد.....! دلــــم را بـــالا مــی اورم بــا ایـــن انــتخـــابــــش........!!
من علیرضا هستم
لامصب از خیالم برو!!!! مگر نمیدانی تو عشق ممنوعه ای برای من!
من علیرضا هستم
خدایا نتــــرس!! دســـتت را بــه مــن بــده بیـــا پاییـــن... اینجــــا انــقدر هـا هــم وحشتنــــاک نیســــت....... اگر هم باشد! خود کرده را تدبیر نیست.....!!