دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

من علیرضا هستم

من علیرضا هستم
مرد - مجرد
امتیاز: 1752.4

دنبال‌شدگان

(34 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(139 کاربر)

گروه‌ها

(5 گروه)

بازدید

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

رفتم خونه دانشجویی یکی از دوستام داشتم یکی از ظرفای چرب مورچه زدشو می شستم اومده بالا سرم میگه ای وای چی کار می کنی داری ظرف و می شوری؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ مورچه ها هوس آب تنی کرده بودن آوردمشون حموم!

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

دوستم زنگ زده موبایلم میگه ممد پول داری یه خورده بهم بدی؟ بهش میگم: بیا عابربانکم رو بگیر برو. میگه: توش پول داری. گفتم: پـَـ نـَـ پـَـ گفتم تو خونه نشستی دلت گرفته / گفتم بدم بری یه دوری باهاش بزنی!

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

رفتم تو ماهی فروشی به فروشنده می گم :آقا یه ماهی قزل آلا بدین.میگه : واسه خوردن میخای؟میگم: پـَـ نـَـ پـَـ اومدم واکسن هاری و کزازشو بزنم و برم

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

به مامانم میگم:نمیخای واسه ما آستین بالا بزنی؟میگه:پسرم زن میخوای؟گفتم : پـَـ نـَـ پـَـ گفتم آستیناتو بالا بزنی با هم مچ بندازیم ببینیم کی قوی تر

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

غضنفر از تاکسی پیاده می شه درو محکم می بنده می گه پدر سگ خودتی. راننده میگه من که چیزی نگفتم. غضنفر می گه بعدا که می گی.

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

یارو اومده خونه رو ببینه واسه خرید. تا طبقه سوم با پله اومده میگه پس اینجا کلا آسانسور نداره!! پَـــ نَ پَــــ آسانسور داره ولی از طبقه چهارم شروع میشه !

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

چقدر زود گذشت.... یه وقتایی واسه دل خودم...و یه موقع هایی هم :....نوشتم تا یکی بخونه یکی.. آره یکی و حالا....... شاید نتونم همه ی غم های دنیا رو از بین ببرم اما میخوام دست کم با نوشتنم , غم ها رو سبک کنم و دل انسانها رو به هم نزدیک...

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

مي نويسم براي كسي كه نيمه ي نا تمام مرا تمام كرد تا تمام ناتمام من باشد....

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

سکوت... کیستی ؟ ازکجا آمده ای ؟! نمی دانم... اما...روی جعبه ات نوشته بود شکستنی نیست !

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

بت پرست شدم...! ای کاش کیفرش آغوش تو باشد...

این ارسال را بازنشر کرده است.
من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

من سكوتم را از اوراق سپيد آموختم آيا سكوت روشن ترين واژه ها نيست ؟ پس سكوت ميكنم و هم زمان در پايان آخرين برگ خاطراتم خواهم نوشت : ...پايان...

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

این روزها تنها یک قلب است که پر از درد است . نمی داند درد دلش را به چه کسی بگوید ؟ پس ای باران ببار که درد دلم را به تو بگویم . بگذار من نیز مانند تو و همراه با تو ببارم…

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

حال و هواي دلم رو گرد و خاك گرفته.....

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

اگر بغض گلویم را گرفته است تنها یک آرزو برای خالی شدن خودم دارم ، آرزوی باران...

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

باران بیا تا با هم خالی شویم ، تو از این بغضی که در آسمان فرا گرفته است خالی شو و من نیز از این سرنوشت خالی می شوم......