من علیرضا هستم
چه تلخه این قصه ی عآدت...
من علیرضا هستم
می خواهم نگاهت کنم، اما؛ می ترسم از قندیل های یخی نگاهت؛ که مبادا قلبم را پاره کنند...
من علیرضا هستم
حـالـا کـه رفـتـه ای...! بـایـد سـلـام کـنـم بـه کـسـی کـه بـاعـث ایـن خـیـانـت شـیـریـن بـود!
من علیرضا هستم
آه... چه می شود اگر قطار زمان لختی در سرزمین یکرنگی توقف کند؟
من علیرضا هستم
سالهــــــــــا دویده ام با قلبـــــــــی معلــــق دیگـــر طـاقت رویاهــایم تمــــام شده ست دلــــــــــم رسیــــــدن مـــی خواهــــــد
من علیرضا هستم
یه جاده باشه توی جنگل ...... بارون ....... زمزمه ...... من باشم و تو .همین....
من علیرضا هستم
نفس می کشم ، تا به جای مرده ها خاکم نکنند !! اینگونه است حال من ... حالم را نپرس ...لطفا سرزنش نکنین , منم آدمم ........!!
من علیرضا هستم
روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد......
من علیرضا هستم
زندگی قافیه باران است من اگر پاییزم و درختان امیدم همه بی برگ شدند تو بهاری و به اندازه باران خدا زیبایی ...
من علیرضا هستم
پرسه در خاک غریبی .......پرسه ای بی انتهاست
من علیرضا هستم
دست و دلم به نوشتن نمیره ......
من علیرضا هستم
تو رفتی و با تو , یک قسمت از وجود من هم رفت به امانت پیش تو باشد تا روزی که دوباره تورا ببینم
من علیرضا هستم
بالاخره باریدند این ابرهای در هم گره خورده آمدند قطراتِ کوچکِ آرامش رفتند تمام احساساتِ ناخوشایندِ ناخواسته خیسِ آرامش شدم کاش ببارد تا اَبَد ...
من علیرضا هستم
هر شب برای رسیدن به تو یک دنیا را پرواز می کنم ... بالهایم فرسوده اند ... دست نوازش بکش بر آنها ... در آغوش بگیر مرا تا این خواب را باور نکنم ... ای آسمانیِ من ... بگو که این دنیا فقط یک بازی بچه گانه است که زیادی باورش کردیم ...