tamana
چه زخم هایی میزنی بر احساسم ؛ زخم های بی صدا!!! كجا پنهان كردى خودت را از چشمانم؟؟؟ تو كه خود دیده بودى تب و لرزم را قبل از رفتن! هیچ میدانستی كه هنوز تب و لرزی دارم كه هر لحظه مى كشد مرا! هیچ پرسیدی حال و هوای مرا؟ نرفته از وجودم طی این سال ها....!عشقت را میگویم! بی انصافی نكن ، دریاب دل پر غصه ام را
tamana
آنقدر مرا از رفتنت نترسان ... قرار نیست همیشه بمانیم روزی همه رفتنی اند ... ماندن به پای کسی معرفت میخواد نه بهانه
tamana
بم...بـــــــــــاور کنیـــــــــــد.. اشکهایم را ریخته ام...غصه هارا خورده ام... نبودنهارا شمرده ام... این روزها که میگذرد خـــــــــالـــــی ام... خـــــــــالـــــی از خشم، نفرت،دلتنگی... وحتی از عشق... خــــــــــــالـــــــــــی ام از احساس
tamana
تنهایی ام را کســی شریک نیست مطمــــئن باش دستِ احتــــیاج به سمت ِتــــو که هیـــچ ... به سمت خودم هم دراز نخواهم کرد !!...شایـــد کــه تنهایی هایم از تنهایی دق کنــــد
tamana
تمام چیزی که باید از زندگی آموخت تنها یک کلمه است "می گذرد" ولی دق می دهد تا بگذرد...
tamana
آهــــاے پســــر! ... حواســــت باشــــہ ...! ایــــטּ دختــــرے كــــہ بــــہ تــــو دل داده خیلــے هــــا در " آرزوے نیــــم نگاهــــش " هستنــــد ... لیاقــــت داشتــــہ بــــاش ..............!
tamana
بـآرآنـ هَـمـیـشـهـ مـیـبـآرَد امـآ مَـردُمـ سـتـآرهـ رآ بـیـشـتَـر دوسـ دآرَنـد نـآمَـردیـسـتـ آنـ هَـمـهـ اشـکـ رآ بـهـ یـکـ چـشـمَـکـ فُـروخـتَ
tamana
به سرخی دستان تو در زمستان و به زیبایی معصومیت غریبانه ات در انتظار اشکهای تو همیشه مخفیانه ریخته می شود و خنده های من اشکارا سروده می شود شاید معنی زندگی را دیر فهمیده ای و می گریی و من بیرحمی آن را زود فهمیده ام و می خندم راز خنده های من به درد هایم است درد های من گناه گریه های توست
tamana
نمیدانم زندگی چیست؟؟ اگر زندگی شکستن سکوت است سالهاست که من سکوت را شکسته ام. اگر زندگی خروش جویبار است سالهاست که من در چشمه ی جوشان زندگی جوشیده ام. اما این نکته را فراموش نمی کنم که زندگی بی وفاست. زندگی به من آموخت که چگونه اشک بریزم اما اشکانم به من نیاموخت که چگونه زندگی کن…
tamana
این روزها دلم اصرار دارد فریاد بزند؛ اما . . . من جلوی دهانش را می گیرم، وقتی می دانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد!!! این روزها من . . . خدای سکوت شده ام؛ خفقان گرفته ام تا آرامش اهالی دنیا،خط خطی نشود . . .!!!
tamana
کیستی تو که این همه در من می تابی بی آنکه کاسته شوی بی آنکه غروب کرده باشی کیستی؟ کیستی تو که این همه سزاوار حرفهای عاشقانه ای کیستی تو که دیدنت زندگی رفتنت مرگ است در من بمان از هنوز تا همیشه…
tamana
دیـــــروز یعنـــــی یک روز از عمـــــرم کـم شـــــد ! امـــــروز یعنـــــی یک روز دیگـــــر …! فـــــردا هـــــم یعنـــــی روز دیگـــــری کـم خواهـد شـــــد …! بـرگـــــرد …!!! تـا تمـــــام نشـــــده ام !
tamana
این را برای کسی مینویسم که روزی دوستم داشت به حرفهام به عشقم به احساسم احترام میذاشت و با آن نگاهها و حرفها مرا تنها گذاشت اگر صدسال دیگرم ازم بپرسند عشقت کیست ؟ خواهم گفت : همان کسی که قلبم را مجنون خویش کرد و مرا تنهای تنها گذاشت و من با تمام وجود شکستم …
tamana
تازگیـــا کوچه یِ علـ ـﮯ چـَـپــــ قشنگتــرین کوچه یِ دنیــ ـــا شدهـــ وقتـــ ـﮯ در حساس ترین نقطه یِ رابطه مـــﮯ پـیــچـنـــد بـــه آن !!!
tamana
حرفی نمانده جز سکوت بین من و چشمانت، که در این سکوت میتوان یک دنیا عشق را خواند چه با شوق میخوانم چشمانت را و چه عاشقانه گرفته ایم دستهای هم را گفتی دستهایم گرم است، گفتم عزیزم این چشمهای تو است که مرا به آتش کشیده است
چه بی مزه بودا ... اه اه اه ... ...

13 سال و 3 ماه و 12 روز و 14 ساعت و 15 دقيقه قبل