یکی از جوجه فانتزیای معکوسم اینه که تو هواپیما باشم و در حالی که موهامو فــشن کردم و توش پیتزا گذاشتم افطار بخورم جاستین اسلحه رو بذاره سر سلنا و بگه همه بخوابن رو زمین ,ما هم درحالی که دشکها رو انداختیم زمین و خوابیدیم یهو در همین حین مهماندار خوبمون جنیفرلوپز که به تازگی آقاش فوت کرده و ته ریش گذاشته و مشکی پوشیده با حالتی داغون بیاد بین مسافرا بگه کامبیز5ساله ازتهران بمب گذاشته, ناموسن کی بلــــده بـمـب خـنـثی کنه؟؟؟ الان مــیـتـرکـیـم لعنتیا.... بعد جنیفر دست بکشه به ریشاش بگه کاپیتان از ترس سکته بندری زده یعنی یــه مـــرد توی این هواپیما پیدا نمیشه...؟؟؟ بعد در حالی که این طرفیا از ترس دستپاچه شدن و اونطرفیها کله پاچه و همه جارو سکوت گرفته همه نگاهها بیوفته سمت من و منم بلند شم و همینجور که از پشت باد می خوره شلوارکردیم تکون میخوره دست کنم توجیب شلوارکردیم و تسبیحم و در بیارم یهو جو بگیره داد بزنم بـــــابـــــا یـه نــگــاه به دور و برتون بندازین,نترسید من بلدم !!!بعدش بابام از اونور داد بزنه بگه گـــوه میخوره بلد نیستش الکی میگه و یهو کل هواپیما بطتن زیر خندن
ديروز تا تو تاكسي نشستم ديدم دوست پدرم عقب تاكسي نشسته، به روي خودم نياوردم كه ديدمش. 5 دقيقه بعد اومد كرايه رو حساب كنه و گفت: آقا 2 نفر حساب كنين لطفا! من بسي خجالت زده دستشو گرفتم و كلي باهاش كشتي گرفتم كه: توروخدا شرمنده نكنين! آخه اين چه كاريه و اين حرفا... بعد اينكه پولو داد دوباره يك كرايه ديگه هم حساب كرد و گفت: اين هم مال اين آقا! تازه فهميدم دفعه ي اول كرايه ي خودش و پسرش رو حساب كرده بود ..!
Nevermind, I’ll find someone like you I wish nothing but the best for you too Don’t forget me, I beg, I remember you said Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead” Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead, yeah.