وحید
آن سوی همه ی دلــــــــــــتنگی ها . . . خــــُـــــدایی هست . . . که داشتنش . . . جبــــــــــــــران همــــــــــه ی نداشتن هاست
وحید
دشمنان نیستند که انسان ها را به تنهایی و انزوا محکوم می کنند، دوستانند . میلان کوندرا
وحید
یارو میره سمعک بخره فروشنده میگه: همه جورشو داریم از هزار تومنی تا یک میلیون تومنی طرف میپرسه: هزارتومنی اش چطوری کار می کنه؟ فروشنده میگه: این اصلا کار نمیکنه فقط مردم با دیدنش بلندتر حرف می زنن! .
وحید
آزار و اذیت که شاخ و دم نداره !
وحید
بودنت را دوست دارم ... وقتی مرا دربر میگیری ... و به آغوشت سفت مرا می فشاری ... وادارم می کنی که ... به هیچ کس فکر نکنم ... جز تو ...!!
وحید
خر را در تصویر زیر مشخص کنید
وحید
کی توی قلبت جای من اومد اسممو از تو خاطر تو برد کی بوده انقدر انقده راحت باعثش بود که خاطراتمون مرد چی شده حالا که از این دنیا زندگی رو بدون من می خوای چه جوری میشه چه جوری می تونی می تونی با خودت کنار بیای
وحید
یکی از بزرگان فرزند خود را فرموده باشد که ای پسر، زبان از لفظ «نعم» حفظ کن و پیوسته لفظ «لا» بر زبان ران و یقین بدان که تا کار نفر با «لا» باشد کار تو بالا باشد و تا لفظ تو «نعم» باشد، دل تو به غم باشد.
وحید
دلاوری به نام تختی#مردانگی را باید از تختی یاد گرفت، تختی :وقتی قهرمان جهان شدم تازه فهمیدم که بیشتر باید خم بشوم تا مدال قهرمانی به گردنم بیاویزند !!!
وحید
.. . اینک اعتراف من . . . . . . بی “کس و کار” شده ام اما هنوز مثل تو “بی همه چیز” نشده ام . . . . . . هر وقت گریه میکنم سبک میشم . . . . . . عجب وزنی دارند این چند قطره اشک . . .
وحید
در تمامی سال هایی که باقی مانده تا ابـــــــــــــد مواظب خودت باشی من نیستم که یاد آوریت کنم.....!
وحید
لمس کن کلماتی را که مینویسم, تا بفهمی و بدانی چقدر جایت خالیست تا بدانی نبودنت آزارم می دهد لمس کن گونه هایم را که خیس اشک است لمس کن لحظه هایم را تویی که میدانی من چگونه دلتنگت هستم لمس کن این با تو نبودن ها را لمس کن..........!!
وحید
ایــنجا صدای پــا زیاد می شنوم!امـــــا...هیچــکدام تـو نیستی دلــــم!خـــوش کرده خــودش را به این فکــر کـــه شـــاید؛پــا بــرهنه بیایی
وحید
باغستان شلوغ است آنانی که روی درختها نشسته و چهچهه میزنند عابراناند اینان که بر کناره ایستاده نگاه میکنند گنجشکان و ما میان صداها پرپر میزنیم و شعر مینویسیم شعرهائی میخوش که میوههای همین باغستانهای غریباند.