دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

وحید

HACKED BY WITH HAmEd KH@TaR درباره »
وحید
مرد - مجرد
امتیاز: 2015.1

دنبال‌شدگان

(436 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(207 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

وحید
وحید
در میکده

با تمام فقر ، هرگز محبت را گدایی مکن و با تمام ثروت هرگز عشق را خریداری نکن

وحید
وحید
در میکده

اگر کسی به تو لبخند نمی زند علت را در لبان بسته خود جستجو کن مشکلی که با پول حل شود ، مشکل نیست ، هزینه است

وحید
وحید
در میکده

مرد جوانی از سقراط پرسید راز موفقیت چیست ؟ سقراط به او گفت: "فردا به کنار نهر آب بیا تا ‌راز موفقیت را به تو بگویم." ...صبح فردا مرد جوان مشتاقانه به کنار رود رفت. سقراط از او خواست که دنبالش به راه بیفتد. جوان با او به راه افتاد. به لبه رود رسیدند و ‌به آب زدند و آنقدر پیش رفتند تا آب به زیر چانه آنها رسید. ‌ ناگهان سقراط مرد جوان را گرفت و زیر آب فرو برد. جوان نومیدانه تلاش کرد خود را رها کند، امّا سقراط آنقدر ‌قوی بود که او را نگه دارد. مرد جوان آنقدر زیر آب ماند که رنگش به کبودی گرایید و بالاخره توانست خود را ‌خلاصی بخشد. ‌همین که به روی آب آمد، اولین کاری که کرد آن بود که نفسی بس عمیق کشید و هوا را به اعماق ریه‌اش فرو فرستاد. سقراط از او پرسید "زیر آب چه چیز را بیش از همه مشتاق بودی؟ " گفت، "هوا." ‌ سقراط گفت: "هر زمان که به همین میزان که اشتیاق هوا را داشتی موفقیت را مشتاق بودی، ‌تلاش خواهی کرد که آن را به دست بیاوری؛ موفقیت راز دیگری ندارد."

وحید
وحید
در میکده

به قـــولِ مارک تواین : آنجا که آزادی نیست،اگر رای دادن چیزی را تغییر می داد، اجازه نمی دادند که رای بدهید!

وحید
وحید
در میکده

یه روزهایی توزندگی هست که همیشه به بودنشون فکرمی کردی,به اینکه یه روزی اتفاق بیوفته.. روزهایی که تو حین ناباوری میاد وتو نمیدونی که باید خوشحال باشی یا گریه کنی!! روزهایی که تو حاضر نیستی دقیقه ای یا حتی ثانیه ای ازش رو فراموش کنی.. روزهایی که تونمیدونی اسمش روچی بذاری..شایدیه رویای شیرین!! روزهایی که دیگه هیچ وقت نمی تونی لذت بودنش و تجربه کنی..مثل یه صداکه هر روز منتظره شنیدنش باشی.....................اما!! همیشه چیزهای خوبه که زود تموم میشه ومیشه یه خاطره گوشه قلبت... خاطره ای که میشه یه بغض فرونخورده تو گلوت... خاطره ای که تو دلتنگی یات میشه تنها دلخوشیت... به یاد تموم اون روزهای خوب چشماتو می بندی و آروم میگی: یادش بخیر

این ارسال را بازنشر کرده است.
وحید
وحید

لغت معنی حیف نون در دیدگاه

وحید
وحید
در میکده

گفته ریاضى دانى ست که به هنگام مرگ گفت: پروردگار! اى آن که قطر دایره و پایان اعداد و جذر اصم را مى دانى ، مرا به زوایه قائمه به پیشگاه خود بر! و به خط مستقیم ، محشور بدار! شیخ بهایی

وحید
وحید
در میکده

نذار ابهت هیج آدم خبره ای تو رو بگیره. اون بهت می گه که: "دوست عزیز، من بیست ساله که این کارمه!" آدم ممکنه کاری رو بیست سال تموم هم غلط انجام بده. ها هیچ وقت نمی فهمن ! - کورت توخولسکی

وحید
وحید
در میکده

اجازه ... ! اشک سه حرف ندارد ... ، اشک خیلی حرف دارد!!!حسین پناهی

وحید
وحید

یکی میگفت رفتم پیش دکتر روانشناس میگه به مشکلات بخند ! منم تصمیم گرفتم حرف دکترم روگوش کنم ! ببینین : . . . . مرغ کیلوئی هفت هزار تومن! (هه هه هه هه هه) نان 600 تومن ! ( هه هه هه!) برنج کیسه ای سی هزار تومن ! ( ای خدا مردم از خنده هه هه هه هه!) روغن دولیتری ده هزار تومن ( هه هه هه آی دلم !) قند کیلویی دوهزار و پونصد !! (به من چه آخه من که چایی خور نیستم هه هه هه!) کره و پنیر و شیر و ماستو .... ( ای خدا اینا هم هه هه هه!) منو این همه خوشبختی محاله محاله محاله !! @✓ سپـیـבـღ جـے گــیلــے❥

وحید
وحید
در میکده

اگر دریا با آسمان آمیخته شود اگر زمین به اسمان آویخته شود اگر ستاره ها خورشید شوند اگر اسمان دریا را ببارد اگرگلها همچون سرو شوند اگر انسان ها ببازند اگر بازنده ها روز را نشناسند اگر دنیا خاموش شود اگر هزاران معجزه شود تو چیز دیگری.....

وحید
مامکان.jpg وحید
در میکده

فرزند عزیزم: آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی، اگر هنگام غذا خوردن لباسهایم را کثیف کردم و یا نتوانستم لباسهایم را بپوشم اگر صحبت هایم تکراری و خسته کننده است, صبور باش و درکم کن,یادت بیاور وقتی کوچک بودی مجبور میشدم روزی چند بار لباسهایت را عوض کنم,برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور میشدم بارها و بارها داستانی را برایت تعریف کنم... وقتی نمیخواهم به حمام بروم مرا سرزنش و شرمنده نکن, وقتی بی خبر از پیشرفتها و دنیای امروز سوالاتی میکنم ، با تمسخر به من ننگر,وقتی برای ادای کلمات یا مطلبی حافظه ام یاری نمیکند،فرصت بده و عصبانی نشو,وقتی پاهایم توان راه رفتن ندارند،دستانت را به من بده...همانگونه که تو اولین قدمهایت را کنار من برمیداشتی.... زمانی که میگویم دیگر نمیخواهم زنده بمان, و میخواهم بمیرم،عصبانی نشو ... روزی خود میفهمی,از اینکه در کنارت و مزاحم تو هستم ، خسته و عصبانی نشو,یاریم کن همانگونه که من یاریت کردم,کمک کن تا با نیرو و شکیبایی تو این راه را به پایان برسانم, فرزند دلبندم،دوستت دارم,

وحید
وحید

برای مخاطب در دیدگاه

وحید
وحید

تغییر آن چیزی نیست که می آموزیم آن چیزهائی ست که از دست می دهیم … جوستین گاردر

وحید
وحید

دل آدمی وقت بالا رفتن از بلندیهای محبت گه گاه استراحتی می کند، ولی در سراشیبِ تندِ احساساتِ نفرت آلود، به ندرت می ایستد. بابا گوریو - اونوره دو بالزاک