دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

وحید

HACKED BY WITH HAmEd KH@TaR درباره »
وحید
مرد - مجرد
امتیاز: 2015.1

دنبال‌شدگان

(436 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(207 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

وحید
وحید
در میکده

من دیوانه ی آن لحظه ای هستم که تو دلتنگم شوی و محکم در آغوشم بگیــری و شیطنت وار ببوسیم و من نگذارم ! عشق من ، بوسه با لجبازی ، بیشتر می چسبد !

وحید
وحید
در میکده

- دنیا مثل پاییزه هم قشنگه هم غم انگیزه قشنگیش به خاطر تو و غم انگیزیش به خاطر دوری تو .

وحید
وحید
در میکده

بوســـه اسم است، چون عمومی است فعل است، چون هم لازم است هم متعدی حرف تعجب است، چون اگر ناگهانی باشد طرف مقابل را مات و مهبوت میکند ضمیر است، چون از قید انسان خارج نیست حرف ربط است، چون ۲ نفر را به هم متصل میکن ...

وحید
وحید
در میکده

عزیز من! دو نفر که عاشق‌اند و عشق آنها را به وحدتی عاطفی رسانده است، واجب نیست که هر دو صدای کبک، درخت نارون، حجاب برفی قله علم کوه، رنگ سرخ و بشقاب سفالی را دوست داشته باشند. اگر چنین حالتی پیش بیاید، باید گفت که یا عاشق زائد است یا معشوق و یکی کافی است. عشق، از خودخواهی‌ها و خودپرستی‌ها گذشتن است اما، این سخن به معنای تبدیل شدن به دیگری نیست . من از عشق زمینی حرف می‌زنم که ارزش آن در «حضور» است نه در محو و نابود شدن یکی در دیگری. عزیز من! اگر زاویه دیدمان نسبت به چیزی یکی نیست، بگذار یکی نباشد . بگذار در عین وحدت مستقل باشیم. بخواه که در عین یکی بودن، یکی نباشیم.. بخواه که همدیگر را کامل کنیم نه ناپدید . بگذار صبورانه و مهرمندانه درباب هر چیز که مورد اختلاف ماست، بحث کنیم ،اما نخواهیم که بحث، ما را به نقطه مطلقا واحدی برساند. بحث، باید ما را به ادراک متقابل برساند نه فنای متقابل . اینجا سخن از رابطه عارف با خدای عارف در میان نیست . سخن از ذره ذره واقعیت‌ها و حقیقت‌های عینی و جاری زندگی است. بیا بحث کنیم. بیا معلوماتمان را تاخت بزنیم. بیا کلنجار برویم . اما سرانجام نخواهیم که غلبه

وحید
وحید
در میکده

#... بـــرگ پـــاییــزی راهـی نـدارد جـــز سُــــــــقوط وقـتی می دانـد درخت عِشــقِ بَـــرگ تـــــازه ای را در سر دارد....

وحید
وحید
در میکده

"از نفرتی لبریز" ما نوشتیم و گریستیم ما خنده کنان به رقص بر خاستیم ما نعره زنان از سر جان گذشتیم ... کسی را پروای ما نبود. در دور دست مردی را به دار آویختند : کسی به تماشا سر برنداشت ما نشستیم و گریستیم ما با فریادی از قالب خود بر آمدیم "احمد شاملو"

وحید
وحید
در میکده

من از تاریکیه شبهای فرداسوز می ترسم ازاین تنهایی تکراریه هر روز میترسم من از شب سایه های پشت هر دیوار میترسم از این تخریبو فرسایش از این آوار میترسم بدون برق چشمات از شبو فانوس میترسم بدون تو نمی میرم فقط با مرگ درگیرم بدون مرحم دستات یه زخم کهنه و پیرم نمیتونم نمیمیرم فقط با مرگ درگیرم نمیمونم میدونم از این تکرار دلگیرم

وحید
وحید
در میکده

یکی هست مرتضی پاشایی رسید

وحید
وحید
در میکده

انتقاد هم مانند باران ، باید آنقدر نرم باشد، تا بدون خراب کردن ریشه های آن فرد موجب رشد او شود.

وحید
وحید

غلط نامه -سه پایه:3 تا آدم با حال که همیشه پایه هر حرکتی هستند- - اسلواکی:نرم و خرامان گام برداشتن --نلسون ماندلا: نلسون اون وسط گیر کرده- ورساچه:به ترکی، اون ساک رو بده- - هنگام:پا مرغی

وحید
وحید
در میکده

تـلـخ استــ ! باور .. نبودن آنهـا که می توانسـتند باشــند ... و تـلـخ تـر استــ امروز بـاور .. آنهـا که ادعای مانـ ـدن دارنـد ...

وحید
وحید
در میکده

بـــــــدترین کـــــــاری که یه نفــــــر می تــــــونه با دلــــــت بکنــــــه اینــــــــه کــــــــه باعــــــــث بشــــــه . . . دیگـــــــــه ذوق نکنــــــی از بــــــودن هیچـــــــکس

وحید
وحید
در میکده

میدانستم تو زلالی.... و باز میدانستم تو پاک و مهربانی .... و من عشق را با همین هدیه و انعام انتخاب کردم... وقتی همه عالم را به من هدیه دادند ..!! ولی من فقط تو را ، فقط عشق تو را انتخاب کردم .... چون میدانستم و میدانم که تو همان مهربان من هستی...و خواهی بود ...من تو را با تمام وجودم دوستت دارم عشق من... دوستت دارم تا...همیشه..

وحید
وحید
در میکده

آنقَـــــدر غَــــرق دَر آهنگـــِ صِدایش بودَمــــ کهــــ نَدیدَمــــ تنـــهـــامـــــ وَ صِـــــدایِ بــــاد است کــهـــ بهـــ مَن میگویـــَد او دِلَـــش بـــا دیگریـــست... تــــــو کُـــجـــایِ کـــــــاری...

وحید
21.jpg وحید
در میکده

زن و مرد قبل و بعد از مجردی ( حال کردی نظر بزار )