وحید
خیالت همه جا با من است اما ... دلم گرمای بودنـــــــــــت را میخواهد نه سردی خیالـــــــــت را !!!!
وحید
همه ی کارهایت را بخشیدم... جز آن تردید آخر هنگام رفتنت که هنوز مرا به برگشتنت امیدوار نگه داشته !
وحید
چه فرقی می کند ساعت را به عقب بکشم وقتی حسرت هایم تکراریست.... وقتی نگاهت دیگر بر نمی گردد وقتی صدایت دیگر مرا نمی خواند چه فرقی می کند این عقربه ها برگردد ...وقتی ثانیه به ثانیه اش بی کسی ایست وقتی چشمان خیره ام سالها برای گذشتن همین دقایق وقت گذشته اند..
وحید
خداوندا دور کن از من هر آنچه که مرا از تو دور می کند
وحید
تمام آنچه که از زندگی می خواهم ؛ یک غـــروب پنجشنبــــه پـــاییـــزی ســــت . . . بــــا پنجـــره ای رو بــــه درختهـــا... و هــــوای ملــــس و مـــرمـــوز مهــــر ، بــــا یک فنجـــان چــــای تـــازه دم بــــا موسیقــــی دلـــــخواه ، و خیالــــی کـــه از بـــابت تــــو سخــــت سخــــت آســــوده اســــت !!
وحید
ما فکـر میکنیـم بدتـرین درد ؛ از دسـت دادن ِ کسـیه که دوستـش داریم ! امـا …. حقیقـت اینه که : از دست دادن ِ خــودمـون ، و از یــاد بردن ِ اینکه کـی هستیـم ! و چقدر ارزش داریم …. گـاهی وقتــها خیلــی دردنــاک تـره … !!
وحید
گاه پرندگان آنقدر سرگرم دانه چیدن می شوند که پرواز را فراموش و آسمان را از یاد می برند . پرتاب سنگ کودکی بازیگوش می تواند یادآور پرواز باشد . پرواز و آسمان را بخاطر بسپار ...
وحید
روز را خورشید میسازد و روزگار را ما ما را قلب زنده نگه میدارد و قلب را عشق پس روزگار را عاشقانه بساز و عشق را عاقلانه
وحید
روزهــــای دور از تــــــــــــــو را هــــــرگــز نــخـــواهـــم شــــمـــرد ، تـــا هــمــیشـــه بـــگــویـــم هــمیـــن دیـــروز بـــود .... !!!
وحید
با شور عشق میخواستم خانه ای از کاه و گل بسازم ،اما تو کاه ها رو مثل گاو خوردی ...
وحید
در سـن هـشـتـاد و سـه سـالگی از " فـرانک لـویـد رایـت" مـعـمـار بـزرگ و نـامـدار پـرسـیـدنـد : از مـیـان کـارهـای بـزرگـی که انـجـام داده ایـد ؛ کـدام را بـیـشـتـر می پـسـنـدیـد ؟ کـه او پـاسـخ می دهـد : کـار بـعـدی را ....
ممنونم بابت تمام خطاب های زیبات داداش وحید

13 سال و 11 ماه و 19 روز و 42 دقيقه قبلفدات جیگلی
13 سال و 11 ماه و 19 روز و 28 دقيقه قبل