وحید
یکی از بزرگان فرزند خود را فرموده باشد که ای پسر، زبان از لفظ «نعم» حفظ کن و پیوسته لفظ «لا» بر زبان ران و یقین بدان که تا کار نفر با «لا» باشد کار تو بالا باشد و تا لفظ تو «نعم» باشد، دل تو به غم باشد.
وحید
سهراب سپهری :ماه بالای سر آبادی است !! اهل ابادی در خواب است !! باغ همسایه چراغش روشن !! من چراغم خاموش !! یاد من باشد تنها هستم !! ماه بالای سر تنهایی است !!
وحید
دلاوری به نام تختی#مردانگی را باید از تختی یاد گرفت، تختی :وقتی قهرمان جهان شدم تازه فهمیدم که بیشتر باید خم بشوم تا مدال قهرمانی به گردنم بیاویزند !!!
وحید
توی یه جمعی یه پیرمردی خواست سلامتی بده گفت : می خورم به سلامتی 2 بوسه !! بعد همه خندیدن و هم همه شد و پرسیدن حالا بگو کدوم 2 بوسه ؟!! . . گفت : اولیش اون بوسه ای مادر از گونه بچه تازه متولد شده می بوسه و بچه نمی فهمه ! دومیش اون بوسه ای که بچه از گونه مادر فوت شدش می بوسه و مادرش متوجه نمیشه ..
وحید
.. . اینک اعتراف من . . . . . . بی “کس و کار” شده ام اما هنوز مثل تو “بی همه چیز” نشده ام . . . . . . هر وقت گریه میکنم سبک میشم . . . . . . عجب وزنی دارند این چند قطره اشک . . .
وحید
بی تو دنیا بر سرم آوار شد بین ما هر پنجره دیوار شد آنکه اول نوش دارو می نمود برلب ما زهر نیش مار شد درد ما در بودن ما ریشه داشت رفتن و مردن علاج کار شد عیب از مابود از یاران نبود تا که یاری یار شد بیزار شد عاقبت با حیله ی سودا گران عشق هم کالای هر بازار شد آب یکجا مانده ام دریا کجاست؟ مردم از بس زندگی تکرار شد
وحید
سخن روز : من زنم به همان اندازه از هوا سهم میبرم که ریه های تو میبرد ، دردآور است که من آزاد نباشم تا تو به گناه نیافتی ، قوسهای بدنم بیشتر از افکارم به چشمهایت می آیند ! تاسف بار است که باید لباسهایم را به میزان ایمان تو تنظیم کنم ... مرحومه سیمین دانشور
وحید
بزرگترین پیشه یک زن، هدایت نمودن مرد به سمت روحش است، از اینرو او را با سرچشمه پیوند بدهد. پست ترین پیشه زن، گمراه کردن است، جدا ساختن مرد از روحش و ترک گفتن بدون مقصد او در سرگردانی. بزرگترین پیشه یک مرد، حفاظت کردن از زن است، از اینرو او بتواند بدون آسیب بر روی زمین قدم بردارد. پست ترین پیشه مرد، کمین کردن و تحمیل کردن راه و روشهایش به زندگی یک زن است. - گفتار حکیمانه سرخ پوستان چیروکی -
وحید
سهم “من” از “تو” عشق نیست ، ذوق نیست ، اشتیاق نیست همان دلتنگی بی پایانی ست که روزها دیوانه ام می کند !
وحید
میگفتند باران که می بارد بوی خاک بلند میشود... اما اینجا باران که میزند فقط بوی خاطره ها می آید....
وحید
در تمامی سال هایی که باقی مانده تا ابـــــــــــــد مواظب خودت باشی من نیستم که یاد آوریت کنم.....!
وحید
من هنوز غرق گذشته ای هستم که نمیگذرد........
وحید
لمس کن کلماتی را که مینویسم, تا بفهمی و بدانی چقدر جایت خالیست تا بدانی نبودنت آزارم می دهد لمس کن گونه هایم را که خیس اشک است لمس کن لحظه هایم را تویی که میدانی من چگونه دلتنگت هستم لمس کن این با تو نبودن ها را لمس کن..........!!
وحید
ایــنجا صدای پــا زیاد می شنوم!امـــــا...هیچــکدام تـو نیستی دلــــم!خـــوش کرده خــودش را به این فکــر کـــه شـــاید؛پــا بــرهنه بیایی