دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

وحید

HACKED BY WITH HAmEd KH@TaR درباره »
وحید
مرد - مجرد
امتیاز: 2015.1

دنبال‌شدگان

(436 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(207 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

وحید
ککک.jpg وحید

بـزرگ که میشــــوی ؛ غصـه هایت زودتـر از خـودت قـد می کشــند ، درد هـایت نــیز ! غــافل از آنکه لبخــندهـایت را ، در آلبــوم کـودکــی ات جــا گــذاشتــی ... !!

وحید
وحید
در میکده

بعضی وقتا با خودم فکر میکنم کاش هیشکی لذت قدم زدن دوتایی زیر بارون رو کشف نمیکرد.آخه بعضی وقتا تنهایی ممکنه زیر بارون هم آتیش بگیری..

وحید
وحید
در میکده

ســـر سوزنــــی اگـــر مـــرا مـــیخواست….. زمــــــــین و زمـان را بــه هم میـــــــدوخـــتم!

وحید
وحید
در میکده

سخن روز :موقعیت بدون افتخار شبیه غذای بدون نمک است؛ گرسنگی را رفع می کند اما خوشمزه نیست! ناپلئون بناپارت

وحید
وحید
در میکده

میخی افتاد ! بخاطرمیخی ، نعل اسبی افتاد ! بخاطرنعل ، اسبی افتاد ! بخاطراسب ، سواری افتاد ! بخاطرسواری ، جنگی شکست خورد ! بخاطرشکستی ، مملکتی نابودشد ! وهمه اینهابخاطر کسی بود ، که میخ راخوب نکوبیده بود !!! . . . . . . . . این است واقعیت جامعه ما...

وحید
وحید
در میکده

رفتنت... نبودنت... نامردیت.... نه اذیتم کرد نه حتی ثانیه ای برام سوال شد...! فقط....... یک بغض خفه ام میکند.... چگونه نگاهت کرد که مرا تنها گذاشتی ؟؟؟؟؟؟

وحید
وحید
در میکده

یا رب... مرا معبر آرامش کن تا آنجا که نفرت هست، عشق جاری سازم آنجا که خطا هست، بخشایش بگسترانم آنجا که جدایی هست، وصل بیافرینم آنجا که لغزش و دروغ هست، حقیقت بیاورم آنجا که تردید هست، ایمان بنا کنم آنجا که ظلمت هست، نور بتابانم و آنجا که اندوه هست، شادی منتشر کنم

وحید
وحید
در میکده

باغستان شلوغ است آنانی که روی درخت‌ها نشسته و چهچهه می‌زنند عابران‌اند اینان که بر کناره ایستاده نگاه می‌کنند گنجشکان و ما میان صداها پرپر می‌زنیم و شعر می‌نویسیم شعرهائی میخوش که میوه‌های همین باغستان‌های غریب‌اند.

وحید
صذ.jpg وحید
در میکده

یک‌ چرخت می‌ارزد به تمام دوچرخه‌های لوکس بچه مایه‌دارهای تمام عالم... بازی کن کوچولو بازی کن با همون یه چرخت، شاید اون صندوق صدقات پشت سرت از خجالت آب بشه!!

وحید
ساواش.jpg وحید
در میکده

مرد: یه چیز بگم؟ زن: آره بگو مرد: عزیزم تو قشنگترین لبخند رو داری که من تو عمرم دیدم !! زن: من یه چیز بگم ؟ این لبخند بخاطر وجود توست که وجود داره!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
وحید
پا.jpg وحید
در میکده

چه فرقی می کند مهر باشد ،،، یا آبان و یا آذر ماه ...! وقتی تو باشی و پاییز باشد باران، برگها و ابر باشند !!! زندگی رنگ دیگری دارد؛ من و پاییز هر دو عاشق تو هستیم !!! نگاه تو در شعرم پیداست ،،، فقط صدایم کن ...!!

وحید
وحید
در میکده

همان عصر پاییزی تا نگاهت کردم، دانستم که تا آخرین روز زندگیم چشم در چشم تو خواهم داشت همان طور که دانستم هیچوقت هیچوقت دست به دست من نخواهی سپرد هم نفس که بماند... و از آن روز بازی ما شروع شد بازی سکوت بازی نگاه بازی لبخند تو بازی اشک من.. زمینی که رویش راه می رفتی را می پرستیدم و می دانستی... همه می دانستند... و تو چه ساده هم بازی ام شدی چه ساده پر و بال دادی به رویاهای من روزها گذشت به پایان قصه می رسیدیم کم کم و تو چه ساده فراموشم کردی و هیچ نمی دانی که من چنان دوستت داشته ام که بعد از تو همه دوست داشتن هایم بدلی اند...

وحید
وحید

دوستای گلم عیدتون مبارک باش