وحید
غلط نامه -سه پایه:3 تا آدم با حال که همیشه پایه هر حرکتی هستند- - اسلواکی:نرم و خرامان گام برداشتن --نلسون ماندلا: نلسون اون وسط گیر کرده- ورساچه:به ترکی، اون ساک رو بده- - هنگام:پا مرغی
وحید
حرف دل : شاید گاهی چشمهای ما نیاز داشته باشند که با اشکهایمان شسته شوند، تا بار دیگر زندگی را با نگاه شفافتری ببینیم.الکس تان
وحید
از مترسکی سوال کردم:آیا از تنها ماندن در این مزرعه بیزار نشده ای ؟ پاسخم داد : در ترساندن دیگران برای من لذت به یاد ماندنی است پس من از کار خود راضی هستم و هرگز از آن بیزار نمی شوم! اندکی اندیشیدم و سپس گفتم : راست گفتی! من نیز چنین لذتی را تجربه کرده بودم! گفت : تو اشتباه می کنی! زیرا کسی نمی تواند چنین لذتی را ببرد مگر آنکه درونش مانند من با کاه پر شده باشد!!! جبران خلیل جبران
وحید
باید بد جنس باشی...!!!تا عاشقت باشن...!!!
باید خیانت کنی ........!!!
تا دیوانه ات باشن...!!!
باید دروغ بگی .....!!...تا همیشه تو فکرت باشن....!!!!
باید هی رنگ عوض کنی ....!!!!....!!!!تا دوس ت داشته باشن...!!!!
اگه ساده ای...!!!
اگه با وفایی...!!!
اگه یک رنگی...!!!
همیشه تنهایی...!!!
وحید
آهای رغیب بی رحم عشق منو ربودی / آخه یار بی وفا به یاد من نبودی. حالا داری به عشقت زندگیتو می سازی / غافل از این که اینجا قلبی شکستی . . .
وحید
سلام ای بی وفای بی مرووت / سلام ای ساز گیتار محبت سلام کردم نگی تو بی وفایی / وگرنه ما که عاشقیم بی مرووت !!!
وحید
افسوس که بشکست دلم آنکس که قبلهگاهم بود زین روزگار بی وفایی با من یار گرماگرم نگاهم بود زیر باران زیر فانوس شب در این مهتاب با اشک خود ترانه بیوفایی گویم ز مهتاب ...
وحید
فقط یه ایرانی میتونه کمتر ازیک سال بعد از مهاجرتش به یه کشور دیگه، زبان یاد بگیره، وارد دانشگاه بشه، تازه شاگرد اول کلاس هم بشه!
وحید
فقط یه ایرانی میتونه وقتی میره مهمونی فوری از صاحبخانه بپرسه اینجا متری چند ؟؟؟
وحید
می خواستم برای از دست دادنش گریه کنم ولی افسوس.. برای به دست آوردنش تمام اشکهایم را ریخته بودم هدیه ای از گل سرخ برایش فرستادم... گفت : گل برای چیست؟ گفتم : مگر این نیست که گل را بر روی گورستان می نهند؟ گفت : چرا گفتم : پس این گل را بر روی سینه ات بگذار که گورستان عشق من است.
وحید
تـلـخ استــ !
باور ..
نبودن آنهـا که می توانسـتند
باشــند ...
و تـلـخ تـر استــ
امروز بـاور ..
آنهـا که ادعای مانـ ـدن دارنـد ...
وحید
اگر ماشین زمان داشتید به چه زمانی سفر می کردید؟ 1-عصر حجر2- ایران باستان3- یک قرن پیش4- یک قرن بعد5- جایی نمی رفتم
وحید
گـــرگــــ هـم کــه بـاشـــی
عــاشــق بـــره ای خـــواهــــی شـــد
کــه تــو را بـه عــلـــفـــ خـــوردن وامــیــدارد
و رســـالـــتــــ عــشــق ایــن اســت