دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

۩۞۩وحید۩۞۩

i love you : رک و راست ، مهربون،خوش اخلاق،صبور،تحمل ام زیاده،اعتماد به نفس،سختی و مشقت تو زندگی زیا... درباره »
۩۞۩وحید۩۞۩
مرد - مجرد
امتیاز: 17472

دنبال‌شدگان

(2735 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(854 کاربر)

گروه‌ها

(589 گروه)

بازدید

۩۞۩وحید۩۞۩
۩۞۩وحید۩۞۩
در دوره

6 کلید یک رابطه موفق: دوستی، آزادی، صداقت، اعتماد، درک و گفتگو.

۩۞۩وحید۩۞۩
cartpostae (2).jpg ۩۞۩وحید۩۞۩

***حرفهایی برای نگفتن***حرف هایی هستند که هیچگاه گفته نمی شوند حرف هایی برای گفتن، اما ترس اما شک اما هزار چیز دیگه جلوی گفتنش رو می گیرن... و افسوس می مونه و افسوس و افسوس.... راه هایی هست برای رفتن برای تجربه کردن ولی ترس ولی عادت ولی شک جلوی تجربه کردنش رو می گیره و بن بست می مونه و عادت و افسوس و افسوس... اما کافیه شجاعت داشته باشی کافیه بدونی اونوقت تنها میشی همه می خوان تورو شبیه خودشون کنن رویاهاتو ازت می گیرن مسخره ات میکنه تنهات میزارن زخم میزنن... و تو می مونی یه دو راهی بین متفاوت بودن یا عادی شدن... بین زخم خوردن یا آرامش داشتن...

۩۞۩وحید۩۞۩
cartpostae (3).jpg ۩۞۩وحید۩۞۩

***دلم غصه نخور***زندگي قشنگه به شرطي كه هميشه در كنار اونكسي باشي كه عشقو تو دلت كاشت ! اشك وقتي زيباست كه از چشات بوي عشق بيرون بياد ! غروب وقتي قشنگه كه تو غربت شاهدش نباشي . قدم زدن تو روزاي پاييزي وقتي قشنگه كه در كنار سايه ي تو يه سايه ي ديگه باشه! و مرگ وقتي لذت داره كه از عشق به اون هيچوقت سيراب نشده باشي

۩۞۩وحید۩۞۩
ashegh-(9).jpg ۩۞۩وحید۩۞۩

***شما بگین ما چیکار کنیم؟خانمها***خانم ها مثل رادیو هستند. هرچی می‌خواهند می‌گویند ولی هر چه بگویی نمی‌شنوند. خانم هامثل چسب دوقلو هستند، اگر دستشان با گوشی تلفن مخلوط شد, دیگر باید سیم را برید خانم ها مثل موتور گازی هستند، پر سر و صدا , کم سرعت , کم طاقت خانم ها مثل رعد و برق هستند، اول برق چشم‌هاشون می‌رسه , بعد رعد صداشون خانم ها مثل لیمو شیرین هستند، اول شیرین و بعد تلخ می‌شوند خانم ها مثل موبایل هستند، هر وقت کاری مهم پیش می‌آید در دسترس نیستند خانم‌ها مثل گچ هستند، اگر چند دقیقه مدارا کنید آن‌چنان سخت می‌شوند که هیچ شکلی نمی‌گیرند خانم ها مثل کنتور برق هستند، هر چند سالی یک‌بار سن آنها صفر می‌شود اگه تیپ بزنیم بریم سر کار، میگن ببینم با کی قرار داری؟ اگه لباسهای معمولی بپوشیم، میگن تواصلا" سلیقه نداری اگه زیاد بگیم دوستت دارم، میگن باز چه نقشه ای تو سرته اگه نگیم دوستت دارم، میگن پای کَسِ دیگه ای وسطه اگه زیاد بهشون زنگ بزنیم، میگن به من اعتماد نداری اگه زنگ نزنیم، میگن انگار سرت خیلی شلوغه اگه تو خونه زیاد بخندیم......

۩۞۩وحید۩۞۩
ashegh-(8).jpg ۩۞۩وحید۩۞۩

***به خدا نمي بخشمت***زندگی به من آموخت که چگونه گریه کنم اما گریه به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم تو نیز به من آموختی که چگونه دوستت بدارم اما به من نیاموختی که چگونه فراموشت کنم لعنت به تو كه اینقدر راحت با احساسات من بازی كردی. اگه خدا تورو ببخشه من كه تو رو نمی بخشم به خدا نمي بخشمت

۩۞۩وحید۩۞۩
ashegh-(7).jpg ۩۞۩وحید۩۞۩

***حکم دادگاه (واقعا خواندني)***وحید*** » لطفا سکوت را رعایت کنید دادگاه رسمی است ...! « و از گزينه ي تشكر استفاده كنيد قاضی : جناب دل چرا ؟؟؟؟؟ دل : نمیدانم قاضی : من هنوز چیزی نگفتم ! دل : آقای قاضی من از همین سوال های بی جواب خسته ام ...! قاضی : ای دل چرا باختی ؟ دل : نمیدانم قاضی : لطفا جواب بدهید ...! دل : پس گوش کن ! » دل بعد از سکوتی پر معنا باز هم چیزی نگفت ...! « قاضی : لطفا سخن بگوئید ! دل :چه بگویم جناب . اصلا از کجای قصه باید بگم ...! قاضی : از جایی بگوئید که بب گناهیتان زا ثابت کنید ! » همه حاضران چشم بر زبان دل دوخته بودند اما ... ! « دل : حرفی ندارم مرا مجازاتم کنید ...! قاضی : اینطور نمی شود تو باید از خود دفاع کنی ! » دل تبسمی کرد به سلول انفرادی خود بازگشت ...! « حکم جلسه اول محاکمه : به دلیل ابهاماتی در پروده متهم ردیف اول و برای بررسی بیشتر درمورد نکات پرونده این جلسه دادگاه تمام و به تاریخ دیگری موکول میشود ...! ختم جلسه ...! چند روز بعد ...! » لطفا سکوت را رعایت کنید دادگاه رسمی است ...! « قاضی : جناب متهم ردیف اول شما باید از خود دفاع کنید...دل

۩۞۩وحید۩۞۩
cartpostae (6).jpg ۩۞۩وحید۩۞۩

سخت ترین دیدار ، دیدار اونی که به جای همه عشقی که بهش دادی یه قلب زخمی برات یادگار بذاره و تو نگاش کنی و بازمثل روز اول دلت بلرزه و حس کنی هنوزم دوستش داری. بخوای همه تنهایی رو که به امید اومدن دوبارش تحمل کردی تو گوشش فریاد کنی اما حتی نتونی ، به چشماش نگاه کنی که بفهمه با همه بدیهاش هنوزم باهمه قلبت دوستش داری. اما ببینی چشماش داد میزنه که دلش مال یکی دیگس .

۩۞۩وحید۩۞۩
43291716002400990758.jpg ۩۞۩وحید۩۞۩

***به دنبال کسی باش که.....***به دنبال کسی باش که تو را به خاطر زیبایی های وجودت زیبا خطابت کند نه به خاطر جذابیتهای ظاهریت کسی که دوباره با تو تماس بگیرد حتی وقتی تلفنهایش را قطع می کنی کسی که بیدار خواهد ماند تا سیمای تو را در هنگام خواب نظاره کند در انتظار کسی باش که مایل باشد پیشانی تو را ببوسد[حمایتگر تو باشد] کسی که مایل باشد حتی در زمانی که درساده ترین لباس هستی تورا به دنیا نشان دهد کسی که دست تو را در مقابل دوستانش در دست بگیرد در انتظار کسی باش که بی وقفه به یاد تو بیاورد که تا چه اندازه برایش مهم هستی و نگران توست و چه قدر خوشبخت است که تو را در کنارش دارد در انتظار کسی باش که زمانی که تو را می بیند به دوستانش بگوید اون خودشه

۩۞۩وحید۩۞۩
61303055329941940678.jpg ۩۞۩وحید۩۞۩

***گاه ارزو میکنم***گاه آرزو می کنم ، چند لحظه ای جای من باشی! دلت ، دل من باشد... چشمانت ، چشمان من باشد... روحت ، روح من باشد ... آنگاه خواهی دید چقدر سخت است " تحمل کردن" خواهی دید شبها و روزها چه کند می گذرد و احساس خواهی کرد آن چه را که احساس می کنم حالا که تو بی احساس شده ای ، دلت سنگ شده و با عشق نمی سازی گناه من چیست؟ گاه آرزو میکنم لحظه ای مرا باور کنی گاه تنها آرزو میکنم چرخه روزگار بچرخد و چند لحظه جای من باشی. آنگاه خواهی فهمید قلب یک بی گناه چه دردی دارد!

۩۞۩وحید۩۞۩
012_Faryad.jpg ۩۞۩وحید۩۞۩

اجازه هست عشق تورو تو کوچه ها داد بزنم ؟ رو پشت بوم خونه ها اسمتو فریاد بزنم؟ اجازه هست مردم شهر قصه مارو بدونن اسم منو عشق تورو توی کتابا بخونن اجازه هست که قلبمو برات چراغونش کنم پیش نگاه عاشقت چشمامو قربونیش کنم اجازه می دی تا ابد سر بزارم رو شونه هات روزی هزارو صد دفعه بگم که می میرم برات اجازه می دی که بگم حرف عاشقانه هام تویی دلیل زنده بودنم درد ترانه هام تویی اجازه دارم به همه بگم که تو مال منی ستارها اینو میگه که تو اقبال منی اجازه هست جار بزنم بگم چه قدر دوست دارم آرزويم شوق دیدار u ***vahid***

۩۞۩وحید۩۞۩
۩۞۩وحید۩۞۩

***به خدا نمیری از یاد***غـروبـا ميون هــفته بر سـر قـبر يه عاشـق يـه جوون مـياد مـيزاره گـلاي سـرخ شـقايـق بي صـدا ميشکنه بغضش روي سـنـگ قبـر دلدار اشک ميريزه از دو چـشـمش مثل بارون وقت ديدار زير لب با گـريه مـيگه : مـهـربونم بي وفايـي رفتي و نيـسـتي بدوني چـه جـگر سـوزه جـدايي آخه من تو رو مي خواستم اون نجـيـب خوب و پاک اون صـداي مهـربون ، نه سـکــوت ســرد خــاک تويي که نگاه پاکت مـرهـم زخـم دلــــم بـود ديدنـت حـتي يه لـحــظه راه حـل مشکـلـم بود تو که ريـشه کردي بـا من، توي خـاک بي قراري تو که گفتي با جـدايي هـيـچ مـيونه اي نداري پس چـرا تنهام گذاشـتي توي اين فـصل ســياهي تو عـزيـزتريني اما يه رفيـق نــيـمه راهــي داغ رفتنـت عـزيـزم خط کـشـيـد رو بـودن مـن رفتي و ديگـه چـه فايده ناله و ضـجـّه و شيـون تو سـفر کردي به خـورشـيد ،رفتي اونور دقايق

۩۞۩وحید۩۞۩
۩۞۩وحید۩۞۩

اﮔﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﺑﺎ ﯾﻪﺩﺧﺘﺮ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﻨﯽ... ﺯﯾﺎﺩ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﺍﯾﻦ ﻧﺸﻮ ﮐﻪ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﮐﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ... ﻭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﺵ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﻣﺎﺩﯼ ﻭ ﻣﻌﻨﻮﯼ ﺩﺭ ﭼﻪ ﺳﻄﺤﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ... ﺗﺤﻘﯿﻖ ﮐﻦ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﭘﺴﺮﺍﯼ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻣﺠﺮﺩﯾﺶ... ﺩﻭﺳﺘﺎﺕ ﯾﺎ ﺁﺷﻨﺎﻫﺎﺕ ﻧﺒﺎﺷﻦ... ... ﺗﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﺴﺮﺕ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﺑﺨﺮﯼ... ﺭﻓﯿﻘﺖ ﻧﮕﻪ : ﻧﺎﭘﻠﺌﻮﻧﯽ ﺑﺨﺮ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﻭﺱﺩﺍﺭﻩ***ازمن گفتن وحید***

۩۞۩وحید۩۞۩
۩۞۩وحید۩۞۩

***رفاقت چیست***رفاقت یعنی تا وقتی پول داری باهاتم... رفاقت یعنی تا وقتی وسیله زیر پاته باهاتم... رفاقت یعنی از هر حرفی که بهت زدم سوء استفاده کنی... رفاقت یعنی موقع دردسر منکر همه چیز بشی... رفاقت یعنی من همه چیز را بهت بگم ولی تو نه... و تو از همه گفته های من به سود خودت استفاده کنی... رفاقت یعنی خودت را پیش همه با کوچیک کردن من بزرگ کنی... رفاقت یعنی حرفت پیش من یه جور باشه و پیش بقیه یه جور دیگه... رفاقت یعنی دستت دور گردن من باشه... و من غافل از اینکه این دست دار منه... رفاقت یعنی وقتی بهتر از من پیدا کردی... خداحافظ... رفاقت یعنی من گریه کنم تا تو بخندی... رفاقت یعنی... هیچی ولش کن شاید همه رفاقتا اینطور نباشه... همون بهتر که بگم... رفاقت یعنی تو حرف بزن من سکوت میکنم... این است انصاف رفاقت

۩۞۩وحید۩۞۩
90959488940857582270.jpg ۩۞۩وحید۩۞۩

ما ""مـــرد"" هستیم! دستــــانمان از تو زِبرتر و پهن تر است!!! صورتمان ته ریشى دارد!!! گاهی دلگیراز بی وفایی ها ، اما دلمان دریــــاست! ... جـــاىِ گریـــــه کردن به بالکن میرویم و اب و هوائی عوض میکنیم!!! ... ... ما با همــــان دستان پهن و زبرتو را نوازش میکنیم!!! دریایی از گرفتاری هم باشیم ،ولی.. با همان صورت ناصاف و ناملایم تو را میبوسیم ونوازشت میکنیم.. تو آرام شوى!!! آنقــــدر مارا نامــــرد ""نخوان""!!! آنقدر پول و ماشین و ثـــــروتمان را""نسنج""!!! فقط به ما ""دلت را بده"" تا زمین و زمان را برایت بدوزیم!!

۩۞۩وحید۩۞۩
0842Dast-Band.jpg ۩۞۩وحید۩۞۩

یک نفر از کوچه ی ما عشق را دزدیده است این خبر در کوچه های شهر ما پیچیده است دوره گردی در خیابانها محبت می فروخت گوئیا او هم بساط خویش را برچیده است عاشقی می گفت روزی روزگاران قدیم عشق را از غنچه های کوچه باغی چیده است عشق بازی در خیابان مطلقا ممنوع شد عابری این تابلو را دورمیدان دیده است یک چراغ قرمز از دیروز قرمز مانده است چشمکش را هیز چشمی خیره سر دزدیده است می روم از شهر این دل سنگهای کور دل یک نفر بر ریش ما دلریشها خندیده است

۩۞۩وحید۩۞۩
0680Parandeh.jpg ۩۞۩وحید۩۞۩

گنجشک با خدا قهر بود. روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت. فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت: می آید ؛ من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که دردهایش را در خود نگاه میدارد….. و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به لب هایش دوختند، گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود : با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست. گنجشک گفت : لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی؟