دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دفـتـر ســُـرخ

ستارگان سحر پیشمرگ خورشیدند .. درباره »
دفـتـر ســُـرخ
مرد - مجرد
امتیاز: 1550

دنبال‌شدگان

(204 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(317 کاربر)

گروه‌ها

(37 گروه)

بازدید

دفـتـر ســُـرخ
index.php دفـتـر ســُـرخ

سه مدل دشمن داشت : چون یک " روحانیِِ روشنفکر " بود ، روحانیون سنتی با او مخالف بودند.چون یک " روشنفکرِِ روحانی " بود ، از سوی روشنفکرهای بی دین مورد غضب قرار می گرفت و به دلیل آن که یک " روحانیِ روشنفکرِ سیاستمدار " بود ، سیاستمداران منحرف و وابسته هم با او دشمنی می کردند .

دفـتـر ســُـرخ
index.php دفـتـر ســُـرخ

وارد خانه که شد ، دید که لامپ را عوض کرده ام ، خوشحال شد و کلی تشکر کرد که دیگر دارم مرد می شوم و از این حرفها.اما وقتی گفتم که آن را از تعاونی دادگستری آورده اند ، از ناراحتی صورتش سرخ شد. بعد هم چراغ را خاموش کرد و لامپ را باز کرد و گفت : شما فکر می کنید پدرتان بعد از انقلاب با قبل از انقلاب تفاوت کرده است که گفته اید برایتان لامپ بیاورند؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
•٠·˙علی . Áli . 7  •٠·˙
aksee_emam_zaman_monasebat-30.jpg •٠·˙علی . Áli . 7 •٠·˙

برای نـه! بـرای خـودم بـد اسـت / هـر هفتـه در گنــاه ، تماشـا کنـی مـرا

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
دفـتـر ســُـرخ
20120902111411cgb-83758.jpg دفـتـر ســُـرخ

از قطره قطره ژاله خونمان، لاله قيام روييد و ما آن لاله ها را چيديم و از آن درفش ساختيم و بر پوزه ضحاك كوبيديم. ضحاك بگريخت و كنگره كاخش فروريخت.

دفـتـر ســُـرخ
20120902111407cgb-8085.jpg دفـتـر ســُـرخ

مشت و درفش را چه تناسب؟ قلب و گلوله را چه رفاقت؟ فریاد در مقابل رگبار؟ اندیشه در برابر نیزه؟

دفـتـر ســُـرخ
index.php دفـتـر ســُـرخ

" احساس می کنم این دنیا دیگر جای من نیست.با همه وداع می کنم.می خواهم فقط با خدای خودم تنها باشم.خدایا!از عالم و عالمیان می گریزم ؛ به سوی تو می آیم .. "

این ارسال را بازنشر کرده است.
دفـتـر ســُـرخ
index.php دفـتـر ســُـرخ

" بعد به لابراتوار Bell در شرکت بزرگ AT&T در نیوجرسی رفتم.جایی که بزرگ ترین تحقیقات روز انجام میشد.بیش از 5 هزار دکترا و عده زیادی برندگان نوبل در آن تحقیقات علمی می کردند و واقعاً استادان دانشگاه برای این که چیزی یاد بگیرند به این لابراتوار می آمدند.اولین قمر مصنوعی آن جا ساخته شد.پروژه های دیگر ما هم از این قبیل بود تا وقتی که تصمیم گرفتم از آمریکا خارج شوم .. "

دفـتـر ســُـرخ
index.php دفـتـر ســُـرخ

" زبان انگلیسی نمی دانستم ؛ زیرا در دبیرستان و دانشگاه تهران فرانسه خوانده بودم.شاید تا شش ماه که در کلاس می نشستم ، صحبت های استاد را نمی فهمیدم و داستانهای شورانگیزی از این دوران دارم ! یک بار استاد آمد و گفت هفته دیگر فلان ساعت به بازدید می رویم.ولی من نفهمیدم چه گفت.هفته دیگر سر کلاس آمدم.دیدم هیچ کس نیست.تا آخر ساعت ، تنها نشستم.بعد فهمیدهم بچه ها رفته اند شهر دیگری برای بازدید از تأسیسات ! "

دفـتـر ســُـرخ
______4_20120628_1559262325.jpg دفـتـر ســُـرخ

خلیفة الله است مثل آدم . عمر طولانی دارد مثل نوح. کفار به دستش هلاک می شوند مثل هود. تولدش پنهان بود مثل ابراهیم. بشارت آمدنش را دادند مثل اسماعیل. فرشتگان به یاراش می آیند مثل لوط. در عزای حسین گریان است مثل یعقوب. زیباترین خلق است مثل یوسف . حکومتش جهانی است مثل سلیمان. صبر دارد مثل ایوب. در گهواره سخن گفت مثل عیسی. نام وکنیه اش نام و کنیه ی محمد است و شبیه ترین خلق در خلق و خو به او.

دفـتـر ســُـرخ
______5_20120628_1342440365.jpg دفـتـر ســُـرخ

جوان گفت:« زيارت بخوان.» گفت:« سواد ندارم.» جوان شروع کرد به خواندن. سلام داد به معصومين تا امام عسگري. پرسيد:« امام زمانت را مي شناسي؟» مرد جواب داد:« چرا نشناسم؟» گفت:« پس سلام کن» مرد دستش را روي سينه اش گذاشت: «السلام عليک يا حجه بن الحسن العسکري» جوان خنديد: « و عليک السلام و رحمه الله و برکاته»

این ارسال را بازنشر کرده است.
دفـتـر ســُـرخ
index.php دفـتـر ســُـرخ

شب را تقسیم کرده بودند. دو ساعت او می‌خوابید و خانم حواسش به بچه‌ها بود، دو ساعت خانم می‌خوابید و او بچه‌داری می‌کرد. روزها هم بعد درس، یک ساعت مخصوص بازی با بچه‌ها بود.

دفـتـر ســُـرخ
index.php دفـتـر ســُـرخ

مصطفی را که کشتند، خانواده‌ی آقا می‌خواستند از بیت آقا تماس بگیرند تهران. آقا نگذاشت. - تلفن اینجا از بیت‌المال است و کار شما شخصی است.

دفـتـر ســُـرخ
index.php دفـتـر ســُـرخ

نگاه کنید رو تابوت چقدر قشنگ نوشتن / انگاری رو هر کدوم فقط یه اسم نوشتن / بزار برم ببینم، رو تابوتا رو آرام / آخ بمیرم الهی .. بازم شهید گمنام

دفـتـر ســُـرخ
index.php دفـتـر ســُـرخ

آی قصه قصه قصه ، داد میزنه یه عاشق / میگه شهید آوردند ، بازم گل شقایق / شهیدایی که بودند همه جوون بی باک / بر گشتن، ولی اینبار همه بدون پلاک ..

دفـتـر ســُـرخ
pa.JPG دفـتـر ســُـرخ

پای بابام ..