دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دفـتـر ســُـرخ

ستارگان سحر پیشمرگ خورشیدند .. درباره »
دفـتـر ســُـرخ
مرد - مجرد
امتیاز: 1550

دنبال‌شدگان

(204 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(317 کاربر)

گروه‌ها

(37 گروه)

بازدید

دفـتـر ســُـرخ
دفـتـر ســُـرخ
توسط موبایل

~ جمعه ها را تعطیل کردند که کسی دغدغه ای جز انتظار نداشته باشد ، اما چرا در این روز هر دغدغه ای هست .. جژ انتظار ؟ ~ ||

دفـتـر ســُـرخ
63034.jpg دفـتـر ســُـرخ
توسط موبایل

~ لباس هایش نشسته مانده بود . پودر لباس شویی شان تمام شده بود . منتظر کوپنش اعلام شود . ~

دفـتـر ســُـرخ
IMG_20130707_000037.jpg دفـتـر ســُـرخ
توسط موبایل

~ به خدا پناه می بریم که از راهی برویم که شرطش پا گذاشتن بر روی خلق باشد . به خدا پناه می بریم که از راهی برویم که نتوانیم برگردیم . خدا کند اگر دانستیم که نمی توانیم برویم و باید برگردیم ، برگردیم ؛ و گرنه خدا می داند که چقدر باید دروغ بگوییم و خطاهای خود را توجیه کنیم .. ~

دفـتـر ســُـرخ
أشرف حسن عياد.jpg دفـتـر ســُـرخ
توسط موبایل

~ روز عملیات است . حمام رفته ، لباس نو پوشیده ، کفش هایش را واکس زده . بچه ها می پرسند " اخوی کجا ؟! " ~

دفـتـر ســُـرخ
IMG_20130708_233409.jpg دفـتـر ســُـرخ
توسط موبایل

~ من آمده ام که از دردها و محرومیتها ، ظلمها ، ناله های نیمه شب ، آه های سحر بگویم و اشک یتیمان ، ضجه دردمندان ، آه بیوه زنان و سوز دل سوختگان را بازگو کنم .. ~

این ارسال را بازنشر کرده است.
دفـتـر ســُـرخ
52b.jpg دفـتـر ســُـرخ

وقتی قاتلینت دستانشان را می شستند ،، حسابی از خودش بدش آمد فرات .. ! ||

دفـتـر ســُـرخ
index.php دفـتـر ســُـرخ

باد ماسه‌ها را می‌پاشید به سر و روی بچه‌ها. آن‌ها که زخمی شده بودند می‌دانستند که دیگر آبی در کار نیست. دهنشان پر از شن و ماسه شده بود. به هر کدامشان که می‌رسید، می‌گفت: تو رو خدا حالا که آب نیست، لااقل این ماسه‌ها رو از توی دهنم پاک کن . ||

دفـتـر ســُـرخ
31.jpg دفـتـر ســُـرخ

: "« ده بود آن ، نه دل که اندر وی|| گاو و خر بینی و ضیاع و عقار » آن دلى كه انسان در آن عشق اتومبيل فلان‌جور دارد، آن دل نيست، گاراژ است! بنگاه معاملاتى است! آن دلى كه همه‌اش در آن ميل جنسى موج مى‌زند، ديگر دل نيست، آن عشرتخانه است. شاعر، آن زمان كه ضياع و عقار و زمين و ملك و گاو و خر در زندگى نقش داشته، از اينها نام برده و مى‌گويد دلى كه اينها در آن باشد، آن‌جا طويله است! ده است! دل، نيست؛ دل جاى خداست؛ جاى نور است .. "

دفـتـر ســُـرخ
obama.JPG دفـتـر ســُـرخ

هیچ کس بر زمین روی سعادت نخواهد دید ،، هیچ کس بر این سیاره کاری در خور نمی تواند کرد ،، تا هنگامی که آن دماغ همچنان در واشنگتن نفس می کشد .. ||

دفـتـر ســُـرخ
index.php دفـتـر ســُـرخ

صورتش بود نمی‌شد دید. رفتم نزدیک‌تر، نیم ‌رخش را دیدم. آقا مهدی بود. او هم مرا دید. با چشم و ابرو اشاره کرد چیزی نگویم بگذارم کارش را بکند. همه یک گونی می‌بردند و آقا مهدی دو گونی. دل توی دلم نبود. بار که تمام شد و چای آوردند آقا مهدی گفت: "برویم دیگر!" طاقت نیاوردم. رفتم به انباردارش گفتم که فرمانده‌اش را به کار گرفته. انباردار شرم کرد. قسم خورد نمی‌شناخته. رفت معذرت خواهی. حتی خواست دستش را بوسد نگذاشت. گفت: "وظیفه‌ام بود. خودت را ناراحت نکن. من خودم اینطور خواستم." به من گفت: "الله بنده‌سی! چی می‌شد یک دقیقه دندان روی جگر می‌گذاشتی؟! "

دفـتـر ســُـرخ
index.php دفـتـر ســُـرخ

در دو سال جنگ این دومین باری بود که به خانه می آمد. می ترسید دخترش او را نشناسد. داخل کوچه شد. عروسک زمین افتاد. خانه خاک شده بود.

دفـتـر ســُـرخ
faghihi20120415134535140.jpg دفـتـر ســُـرخ

در مذاکرات قبل وقتی تهدید کردن اگر کوتاه نیاید به ایران حمله می کنیم سعید جلیلی پای مصنوعی خود را در آورد، روی میز گذاشت و گفت : "این پا را در قبلی دادم، پای دیگرم را هم در جنگ بعدی می دهم" و سالن را ترک کرد ..

دفـتـر ســُـرخ
rs6k6t3bfaazxsqwkm2.jpg دفـتـر ســُـرخ

بابا جون گلم من قد تموم ستاره های آسمون دوستت دارم تو رو خدا گریه نکن بابای خوبم باشه دیگه نمیخوام اسباب بازی برام بخری... .

دفـتـر ســُـرخ
qawem.org-944be5498c.jpg دفـتـر ســُـرخ

دلـا بَرا حَرمش پَـر می زنه ..

دفـتـر ســُـرخ
77783658302034244444.jpg دفـتـر ســُـرخ

گلایه کودکانه از خدا: خدایا چرا خشتک این ها رو انقدر پایین آفریدی؟! نمی تونن راحت راه برن خب !!