دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دفـتـر ســُـرخ

ستارگان سحر پیشمرگ خورشیدند .. درباره »
دفـتـر ســُـرخ
مرد - مجرد
امتیاز: 1550

دنبال‌شدگان

(204 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(317 کاربر)

گروه‌ها

(37 گروه)

بازدید

دفـتـر ســُـرخ
che.JPG دفـتـر ســُـرخ

خدایا مرا به خاطر گناهانی که در طول روز با هزاران قدرت عقل توجیهشان می‌کنم ببخش!

دفـتـر ســُـرخ
trol.jpg دفـتـر ســُـرخ

دفـتـر ســُـرخ
index.php دفـتـر ســُـرخ

خانمش آمد ستاد، برای تسویه حساب. حساب چندانی نداشتیم. یک ساک پارچه ای، تویش یک پیراهن و دوتا زیرپوش.

دفـتـر ســُـرخ
index.php دفـتـر ســُـرخ

مریض شده بود بدجور. گفتم "دکتر چرا نمی ری تهران؟دوایی،دکتری؟" گفت "عزیز جان، نفس این بچه ها خوبم می کند."

دفـتـر ســُـرخ
index.php دفـتـر ســُـرخ

گفت"ببین فلانی، من هم توی انگلیس دوره دیده م، هم توی آمریکا، هم توی اسرائیل. خیلی جنگیده م. فرمان ده زیاد دیده م. دکتر چمران اولین فرماندهیه که موقع جنگیدن جلوی نیروهاست و موقع غدا خوردن عقب صف."

دفـتـر ســُـرخ
index.php دفـتـر ســُـرخ

ناهار اشرافی داشتیم ؛ ماست. سفره را انداخته و نینداخته، دکتر رسید. دعوتش کردیم بماند. دست هاش را شست و نشست سر همان سفره.یکی می پرسید "این وزیر دفاع که گفتن قراره بیاد سرکشی، چی شد پس؟"

دفـتـر ســُـرخ
index.php دفـتـر ســُـرخ

بلبل لاکردار معلوم نبود چه طور رفته آنجا. به هزار بدبختی رادیاتور را باز کردیم که سالم بیاوریمش بیرون. دکتر این پا وآن پا می کرد تا بالاخره توانست دستش را ببرد لای پره ها و بکشدش بیرون. نگهش داشت تا حالش جا بیاید. می خواند. قشنگ می خواند.

دفـتـر ســُـرخ
index.php دفـتـر ســُـرخ

چپی ها می گفتند "جاسوس آمریکاست. برای ناسا کار می کند." راستی ها می گفتند "کمونیسته." هر دو برای کشتنش جایزه گذاشته بودند. ساواک هم یک عده را فرستاده بود ترورش کنند. یک کمی آن طرف تر دنیا، استادی سرکلاس می گفت "من دانشجویی داشتم که همین اخیرا روی فیزیک پلاسما کار می کرد."

دفـتـر ســُـرخ
index.php دفـتـر ســُـرخ

سال دوم یک استاد داشتیم که گیرداده بود همه باید کراوات بزنند. سرامتحان، چمران کراوات نزد، استاد دونمره ازش کم کرد. شد هجده، بالاترین نمره.

دفـتـر ســُـرخ
index.php دفـتـر ســُـرخ

از اهواز راه افتاديم ; دو تا لندرور. قبل از سه راهى ماشين اول را زدند. يك خمپاره هم سقف ماشين ما را سوراخ كرد و آمد تو، ولى به كسى نخورد، همه پريديم پايين، سنگر بگيريم.دكتر آخر از همه آمد. يك گُل دستش بود. مثل نوزاد گرفته بود بغلش. گفت «كنار جاده ديدمش. خوشگله؟»

فقط نی نی
38092_101.jpg فقط نی نی

داریم تا نی نی ؛ این جا !

فقط نی نی
TEFL.PNG فقط نی نی

نی نی ِ فلسطینی !

این ارسال را بازنشر کرده است.
دفـتـر ســُـرخ
Scan0016.jpg دفـتـر ســُـرخ

وارد خانه که شد ، دید که لامپ را عوض کرده ام ، خوشحال شد و کلی تشکر کرد که دیگر دارم می شوم و از این حرفها.اما وقتی گفتم که آن را از تعاونی دادگستری آورده اند ، از ناراحتی صورتش سرخ شد.بعد هم چراغ را خاموش کرد و لامپ را باز کرد و گفت : "شما فکر می کنید پدرتان بعد از با قبل از انقلاب تفاوت کرده است که گفتید لامپ بیاورند؟"

دفـتـر ســُـرخ
6969cec8e6553dcff99731dd9d800834.jpg دفـتـر ســُـرخ

مو اصلا توقعی نداشتم...سر زمین بودُم با تراکتور....جنگ هم که تموم شد،برگشتُم سر همو زمین،بی تراکتور! مو حتی دفترچه بیمه هم نگرفتم.حالا برا مو زوره که همچی تهمتی به مو بزنن....خواهر با شمام ، شما سهمتون رو دادین.سهمتون همین نیش هایی بود که زدین...دست شما درد نکنه..! || آژانس شیشه ای

دفـتـر ســُـرخ
cuuj3oh9v1poiuttrgry.jpg دفـتـر ســُـرخ

تو می دونی گردان بره خط گروهان برگرده یعنی چی ؟ تو می دونی گروهان بره خط دسته برگرده یعنی چی ؟ تو می دونی دسته بره خط نفر برگرده یعنی چی؟ || ، آژانس شیشه ای