دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

yase kabud

یاس بوی مهربانی می دهد ... درباره »
yase kabud
زن
امتیاز: 3467

دنبال‌شدگان

(251 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(464 کاربر)

گروه‌ها

(174 گروه)

بازدید

yase kabud
345_20090824_1997596080.jpg yase kabud

/ ...

ENSAN
ENSAN
توسط yase kabud

ای نسخه ی نامه الهی که تویی /وی آیینه ی جمال شاهی که تویی/ بیرون ز تو نیست هر چه در عالم هست /در خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی...

yase kabud
IMAGE634527472484836250.jpg yase kabud

ما بچه ها اهل زمینیم /اما زمین دنیای ما نیست/ این یک وجب دنیای خاکی/ تا آخرش هم جای ما نیست/ دنیای خالی از گل سرخ /دنیای سنگ و سد و دیوار /دنیای آدم های بد جنس /گرگ بد و روباه مکار / اینجا "علی بابا" غریبه است/ اینجا " عمو نوروز" تنهاست /طفلک " ننه سرمای" قصه /در چشم هایش غصه پیداست / انگار یک جادوگر پیر /با یک عصای سحر آمیز/ باغ قشنگ قصه ها را /دنیای ما را ، کرده پاییز / دنیای ما پر بود از شور /از قصه شنگول و منگول/ از بزبز قندی که جنگید/ با گرگ ها ، با گله غول /مرغی که تخمی از طلا داشت /آن جوجه های پرحنایی /یک قسمت از دنیای ما بود/ بزهای زنگوله طلایی / دنیای ما جا می شد انگار /در تیله چشم عروسک /کاغذ کشی و گوی رنگی /دنیایی از اکلیل و پولک / دنیای ما یک روز گم شد /در کهکشان راه شیری /کاش ای خدا می شد که آن را /تا هیچوقت از ما نگیری ...

yase kabud
yase kabud

کجایی مهربونم بی تو دنیا دیگه چیزی نمونده زیر و رو شه ، غروب جمعه ها وقتی که نیستی ، میرم کِز میکنم تنها یه گوشه ... [فایل]

yase kabud
yase kabud
در خدا

خدایا ! دلم باز امشب گرفته/ بیا تا کمی با تو صحبت کنم /بیا تا دل کوچکم را /خدایا فقط با تو قسمت کنم/ خدایا ! بیا پشت آن پنجره /که وا می شود رو به سوی دلم/ بیا،پرده ها را کناری بزن/ که نورت بتابد به روی دلم /خدایا! کمک کن به من/ نردبانی بسازم/و با آن بیایم به شهر فرشته/ همان شهر دوری که بر سردر آن /کسی اسم رمز شما را نوشته/ خدایا! کمک کن /که پروانه شعر من جان بگیرد/ کمی هم به فکر دلم باش /مبادا بمیرد /خدایا! دلم را /که هر شب نفس می کشد در هوایت /اگرچه شکسته /شبی می فرستم برایت

این ارسال را بازنشر کرده است.
yase kabud
yase kabud
در خدا

خیلی رازدارِ ، یه دوست واقعیه ، مهربون ، صمیمی ، ثروتمند ، از وقتی باهاش دوست شدم دیگه تو آسمونا سیر میکنم ، اگه نگاشو ازم بگیره میمیرم ، عاشق شدم ... آره، عاشقش شدم ... @خدا

yase kabud
yase kabud

قلب تو کبوتر است/ بال هایت از نسیم /قلب من سیاه و سخت/ قلب من شبیه... /بگذریم دور قلب من کشیده اند یک ردیف سیم خاردار /پس تو احتیاط کن جلو نیا برو کنار /توی این جهان گنده هیچ کس با دلم رفیق نیست/ فکر می کنی چاره دلی که جوجه تیغی است چیست؟!

ENSAN
ENSAN
توسط yase kabud

پیامبری از کنار خانه ی ما رد شد. ما هزار درِ بسته داشتیم و هزار قفل بی کلید. پیامبر کلیدی برایمان آورد . اما نام او را که بردیم قفل ها بی رخصت کلید باز شدند. من به خدا گفتم : امروز پیامبری از کنار خانه ما رد شد. امروز انگار اینجا بهشت است. خدا گفت : کاش می دانستی هر روز پیامبری از کنار خانه تان می گذرد و کاش می دانستی بهشت همان قلب توست.

ENSAN
ENSAN
توسط yase kabud

پیامبری از کنار خانه ی ما رد شد. آسمان حیاط ما پر از عادت و دود بود. پیامبر کنارشان زد. خورشید را نشانمان داد و تکه ای از آن را توی دستهایمان گذاشت. پیامبری از کنار خانه ی ما رد شد و ناگهان هزار گنجشک عاشق از سرانگشتهای درخت کوچک باغچه روییدند و هزار آوازی را که در گلویشان جا مانده بود به ما بخشیدند و ما به یاد آوردیم که با درخت و پرنده نسبت داریم.{ادامه دارد}

ENSAN
Untitled2.png ENSAN
توسط yase kabud

پیامبری از کنار خانه ی ما رد شد. باران گرفت. مادرم گفت : چه بارانی می آید. پدرم گفت : بهار است. و ما نمی دانستیم باران و بهار نام دیگر آن پیامبر است. پیامبری از کنار خانه ما رد شد. لباسهای ما خاکی بود . او خاک روی لباسهایمان را به اشارتی تکانید. لباس ما از جنس ابریشم و نور شد و ما قلبهامان را از زیر لباسمان دیدیم.{ادامه دارد}

ENSAN
ENSAN
توسط yase kabud

شیطان اندازه یک حبّه قند است/ گاهی می افتد توی فنجانِ دلِ ما /حل می شود آرام آرام بی آنکه اصلا ً ما بفهمیم و روحمان سر می کشد آن را /آن چای شیرین را شیطان زهرآگین ِدیرین را /آن وقت او خون می شود در خانه تن می چرخد و می گردد و می ماند آنجا او می شود من ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
yase kabud
yase kabud

ماهی اما وقتی در دریا شناور شد، ماهی ست و قلب وقتی در خدا غوطه خورد، قلب است. هیچ کس نمی تواند نهنگی را در تنگی نگه دارد تو چطور می خواهی قلبت را در سینه نگه داری؟ و چه دردناک است وقتی نهنگی مچاله می شود و وقتی دریا مختصر می شود و وقتی قلب خلاصه می شود و آدم، قانع.{دیدگاه}

yase kabud
yase kabud

اینکه مدام به سینه ات می کوبد، قلب نیست ماهی کوچکی است که دارد نهنگ می شود. ماهی کوچکی که طعم تنگ بلورین، آزارش می دهد و بوی دریا هوایی اش کرده است. قلب ها همه نهنگانند در اشتیاق اقیانوس اما کیست که باور کند در سینه اش نهنگی می تپد؟!! آدم ها ، ماهی را در تنگ دوست دارند و قلب ها را در سینه ...

yase kabud
yase kabud

خداوند به موسی فرمود: با زبانی دعاکن که با آن گناه نکرده ای تادعایت مستجاب شود. موسی عرض کرد، چگونه؟ خداوند فرمود : به دیگران بگو برایت دعا کنند چون تو با زبان دیگران گناه نکرده ای . نگاهم به دعای توست.

yase kabud
yase kabud

دور از همه ی دو رنگی و حاشیه ها /بر هم زده شد تمامی فرضیه ها /دل های شما به آسمان اوج گرفت/ تاریخ رقم خورد در این ثانیه ها/طاعات همگی مقبول ، عیدتون مبارک

این ارسال را بازنشر کرده است.
yase kabud
1092-6.jpg yase kabud

مشکِ چشمانِ کوچک عباس/ آب بر بوسه ی پدر می داد/ لب زینب ـ کبوتر احساس /ذکرِ امّن یجیب سر می داد /جگر مجتباییش مشهود/ گوشه ی چشم های طوفانی /سینه ی کربلاییش هم بود/ در وجود صبور، پنهانی /شب قدر است و آرزو بسیار/ آب بر حسِّ کوچه می ریزد/ شاید از بوی خاک دیگر بار /پدرِ خاک از زمین خیزد /کوچه خالی ز ازدحام امّا /بر زمین مانده چند کاسه ی شیر /نکند باز از وفور وفا/ نذرِ بابا شود نصیب اسیر؟ /اشک بود و دعا، نگاه و نگاه/ تا پدر ناگهان سفر نکند/ دید مادر نشسته چشم به راه /یافت دیگر دعا اثر نکند/ روی قرآن گشوده بود به تیغ /گشته تذهیب او، گل لبخند/ سوره هایش به خطِّ خون و دریغ /آیه ها را بریده بند از بند! /مستحب است در شبِ احیا /پیش چشمان گشودنِ مصحف/ اهل ایمان گرفت قرآن را /بر سر خود ز کوفه تا به نجف...

این ارسال را بازنشر کرده است.