yase kabud
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص : إِنَّ اللَّهَ جَلَّ جَلَالُهُ إِذَا رَأَى أَهْلَ قَرْيَةٍ قَدْ أَسْرَفُوا فِي الْمَعَاصِي ... نَادَاهُمْ جَلَّ جَلَالُهُ يَا أَهْلَ مَعْصِيَتِي لَوْ لَا مَنْ فِيكُمْ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ... الْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحَارِ خَوْفاً مِنِّي لَأَنْزَلْتُ بِكُمْ عَذَابِي.../وسائل الشيعة ؛ ج6 ص92/ رسول خدا صل اللَّه عليه و آله وسلم فرمود: همانا خداوند هر گاه ببيند كه مردم جامعه ای در انجام گناهان زياده روى میكنند ... به آنان خطاب میكند كه: اى گناهکاران! اگر در بين شما نبودندکسانی كه به خاطر خوف از من سحرگاهان به استغفار میپردازند، قطعا عذاب خود را بر شما نازل میساختم ...
yase kabud
خدایا ... با همه ی فاصلهای که از تو گرفتهایم ... هنوز هم ، چقدر به ما نزدیکی ...
yase kabud
سلام بر تو ای ماه خوب خدا. با این همه عظمتت به خانه ی تنگ و تاریک دلهایمان قدم نهادی. خوش آمدی. آمدی و از حضور خدا سرشارم کردی...
yase kabud
ایستاده ای و بزرگ شدنم را نظاره میکنی... من زیر بار این غم ها قد می کشم و تو لبخند میزنی... در خلسه لبخندت مبهوت مانده ام که سنگینی و دردی احساس نمی کنم ... همیشه برگه ی امتحان را وقتی جلویم میگذاری که غافلگیر میشوم... خسته ام اما ایستاده ام... که تشعشع نگاهت مرا فرا گرفته... مضطر میشوم .... و به تو نزدیک و نزدیک تر... و در گوشم آرام زمزمه میکنی: ان مع العسر یسرا....
yase kabud
قلب من قالی خداست /تار و پودش پر از فرشته هاست/ پهن کرده او دل مرا /در اتاق کوچکی در آسمان خراش آفتاب /برق می زند قالی قشنگ و نو نوار من /از تلاش آفتاب /شب که می شود خدا روی قالی دلم راه می رود؛/ ذوق می کنم، گریه می کنم/ اشک من ستاره می شود/ هر ستاره ای به سمت ماه می رود... /یک شبی حواس من نبود /ریخت روی قالی دلم شیشه ای مرکب سیاه/ سالهاست مانده جای آن/ جای لکه های اشتباه... /ای خدا به من بگو:/ لکه های چرکمرده را کجا خاک می کنند؟ /آه... آه از اینهمه گناه و اشتباه/ آه نام دیگر تو است/ آه بال می زند به سوی تو؛ /کبوتر تو است... /قلب من دوباره تند تند می زند/ مثل اینکه بازهم خداست/ روی قالی دلم قدم گذاشت... /در میان رشته های نازک دلم، /نقش یک درخت و یک پرنده کاشت/ قلب من چقدر قیمتی است /چون که قالی ظریف و دستباف اوست /این پرنده ای که لای تار و پودش است، هدهد است /می پرد به سوی قله های قاف دوست...!
yase kabud
دلم به ” مستحبی ” خوش است که جوابش ” واجب ” است السلام علیک یا بقیه الله فی ارضه...
yase kabud
قصه بگو تا بخوابم... امشب قصه ی آمدنت را می خواهم می خوانی؟؟!! نمی دانم چرا چشمانم گاهی... بی اختیار؛ خیس می شوند... می گویند حساسیت فصلیست آری من به فصل فصل این دنیای بی تو حساسم... ...اللهم عجل لولیک الفرج
yase kabud
چشمانم را باز می کنم نمی بینمت... این بی رحمانه ترین اتفاق هر روز است!!!
سلامــــــــــــــ گلمــــــــــــ خوبی
13 سال و 8 ماه و 28 روز و 2 ساعت و 17 دقيقه قبلسلام دوستم ، ممنون ... شما خوبی؟
13 سال و 8 ماه و 28 روز و 2 ساعت و 14 دقيقه قبلمرسی به خوبیه تو گفتم عرض ادبی بکنمــــــــــ گلمـــــــ
13 سال و 8 ماه و 28 روز و 2 ساعت و 12 دقيقه قبلممنون عزیزم ...خیلی گلی ...
13 سال و 8 ماه و 28 روز و 2 ساعت و 10 دقيقه قبل




13 سال و 8 ماه و 28 روز و 2 ساعت و 7 دقيقه قبل