yase kabud
قلم زدم به مرکب کنار این فانوس/برای تان بنویسم، برای اقیانوس/ نفس برای شما خرج میشود بانو /ولی نفس شده اینجا کنارتان محبوس /هر آنکه اسم خودش را نهاده بود ابتر/ز خواب ناز پرید و ندید جز کابوس /به روی بیت نبی عطر یاس می بارد /که خانه ها همه با عطرتان شود مأنوس/ بدین وسیله خدا راز خلقتش را گفت /صدای گریه ی تو با شمارش معکوس /تو آمدی مترادف کنی برای پدر/ میان فاطمه و آمنه در این قاموس/ تو ماورای حروفی و ماورای کلام /لغت ز درک مفاهیم تان شده مأیوس /خدا نوشته خودش را علی که از این پس/ برای خود بنویسد علی تو را ناموس /مدینه از برکات شما نمک خورده /مدینه حرمت نان و نمک!...فدک،افسوس/ مدینه پا به قدم های تان نمی آمد/ برای عصر حجر ماند و عهد دقیانوس /مدینه برکه ی نا چیزی از معما هاست /مدینه را چه به امواج پاک اقیانوس ؟؟!!! شاعر:مجتبی کرمی
yase kabud
و متن بودن دنيا نميشود تكميل /ميان اين همه شمع و دعا و اشك و دخيل / پرنده، نور، هوا، آسمان، بهانه توست /تويي بهانه حق، جمكران بهانه توست /تو گفتهاي كه شبي در بهار ميآيي/ پس از هميشه اين انتظار، ميآيي
yase kabud
مترسک همیشه میترسید امّا نمیترساند. مترسک همیشه چوبی بود. مترسک همیشه تنها بود. مترسک همیشه یک لنگه پا در وسط گندمها ایستاده بود. مترسک کلاه حصیریاش را دوست میداشت و پرندگانی که بر روی شانههایش آشیانه میکردند. مترسک همیشه دستانش رو به آسمان بلند بود و دعا میکرد که ای کاش انسان باشد. مترسک همیشه میترسید، اما نمیترساند. مترسک همیشه دوست داشت انسان باشد. اما مترسک همیشه برای انسانها یک مترسک بود.
yase kabud
دانشجویی به استادش گفت: استاد! اگر شما خدا را به من نشان بدهید عبادتش می کنم و تا وقتی خدا را نبینم او را عبادت نمی کنم. استاد به انتهای کلاس رفت و به آن دانشجو گفت: آیا مرا می بینی؟ دانشجو پاسخ داد: نه استاد! وقتی پشت من به شما باشد مسلما شما را نمی بینم. استاد کنار او رفت و نگاهی به او کرد و گفت: تا وقتی به خدا پشت کرده باشی هرگز او را نخواهی دید!
yase kabud
روزگاری بود میوه اش فتنه ، خوراکش مردار ، زندگی اش آلوده ، سایه های ترس شانه های بردگان را می لرزاند . تازیانه ستم ، عاطفه را از چهره ها می سترد . تاریکی ، در اعماق تن انسان زوزه می کشید و دخترکان بی گناه ، در خاک سرد زنده به گور می شدند . و در این هنگام بود که محمد (ص) بر چکاد کوه نور ایستاد و زمین در زیر پاهای او استوار گردید . بعثت رسول اکرم مبارک باد
yase kabud
۱۱۷۵سال است كه مردي منتظر 313 مرد است چقدر مرد شدن زمان ميبرد!
سلامــــــــــــــ گلمــــــــــــ خوبی
13 سال و 8 ماه و 28 روز و 2 ساعت و 17 دقيقه قبلسلام دوستم ، ممنون ... شما خوبی؟
13 سال و 8 ماه و 28 روز و 2 ساعت و 14 دقيقه قبلمرسی به خوبیه تو گفتم عرض ادبی بکنمــــــــــ گلمـــــــ
13 سال و 8 ماه و 28 روز و 2 ساعت و 11 دقيقه قبلممنون عزیزم ...خیلی گلی ...
13 سال و 8 ماه و 28 روز و 2 ساعت و 9 دقيقه قبل




13 سال و 8 ماه و 28 روز و 2 ساعت و 7 دقيقه قبل