yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
هنوزم منتظرم وسط یک شب بارانی که از شدت تب عرق کرده ام بیدارم کنی و بگویی چیزی نیست خواب میدیدی...
yedokhtare 웃
درد دارد وقتی به او فکر میکنی دلت آغوشش را میخواهد ... اما ... میدانی نمیشود ... پس با نفسی_عمیق زمزمه میکنی : خوشبختیت آرزومه.....
(خندون خاندان) mina
رفــــــتن کســـــــی که لایـــــــــق نیــــــــست نعمــــــــت اســــــــت نه فاجـــــــعه@yedokhtare