دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

yedokhtare 웃

این دل نوشته ها . . . نه ببخــــشــــــید! اين درد نوشت ها . . . نه دلنشين اند نه زيــبا ،... درباره »
yedokhtare 웃
زن - مجرد
امتیاز: 6778

دنبال‌شدگان

(426 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(726 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

yedokhtare 웃
1_romantic_gifs_004.gif yedokhtare 웃

من و باد و بارون .... رفیق صمیمی

yedokhtare 웃
yedokhtare 웃

اگــــه چیزی گفتم که ناراحت شـــدی بگو یه بار دیـگه بگم

yedokhtare 웃
ببب.jpeg yedokhtare 웃

یه دوشِ آبِ گــــرم ... یه لباسِ راحـــــت ... یه چـــای تازه دم ... یه موسیـــقی ملایــــم ... به درک که خیـــلی از مشــــکلات حل نمیشه

yedokhtare 웃
yedokhtare 웃

اینکه توقع داشته باشی زندگی باهات خوب باشه،چون تو باهاش خوبی ؛ مثل اینه که توقع داشته باشی یه گرگ تورو نخوره،چون توام اونو نمیخوری ..!

♡✿♡ sea girl ♡✿♡
♡✿♡ sea girl ♡✿♡

سوار تاکسی بودم که یه خانم جوان با یه پسر بچه زبل ۵-۶ ساله کنارم نشست بچه هه خیلی بپر بپر می کرد و تاکسی رو روی سرش گذاشته بود خانومه هرچی گفت ساکت!نشد که نشد آخرسر خانومه یه نیشگون اساسی از بچه هه گرفت که داد بچه بالارفت .... بچه ی زبل با گریه گفت منو زدی؟حالا به بابا می گم دیشب خونه ی عمو اینا چیکار کردی زنه که دید خیلی ناجور شد گفت :چیکار کردم؟بچه هه گفت: خب گوزیدی! حالا ما سفت خودمونو گرفته بودیم که نخندیم و مثلا اصلا چیزی نشنیدیم ولی خود زنه اونقدر دست پاچه شد که به راننده گفت آقا آقا ما همین بغل پیاده می شمماشین نگه داشته – نداشته در رو باز کرد که بپره پائین . یهو یه ماشین دیگه از راه رسید و زد درب تاکسی کلا کنده شد حالا مردم جمع شده بودند و راننده تاکسی که یه پیر مردی بود ، داد می زد و به زنه می گفت : آخه خواهر من، مادر من ،تو که منو بیچاره کردی! خب همه می گوزن منم می گوزم ،اینم می گوزه . آقا شما نمی گوزی ؟ شما چی ، شما نمی گوزی ؟

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
yedokhtare 웃
22306451830034633142.jpg yedokhtare 웃

@[!]h چراغای رنگی، ادمای سنگی.. سرفه و دلتنگی..... تو کافه ی خالی، یه استکان چایی.. کنار تنهایی.....

این ارسال را بازنشر کرده است.
yedokhtare 웃
1353317893911082_large.jpg yedokhtare 웃

...

(خندون خاندان) mina
(خندون خاندان) mina

دیروز یه جای کوچیک سوختگی رو زانوم دیدم ,به مامانم میگم جای چیه؟ میگه ۶،۷سالت بوده شلوارک پات بوده چهارشنبه سوری با پسرعموهات رفتی از رو آتیش پریدی. گفتم خب پس اونجا سوخته!؟ میگه نه اونجا نسوختی اومدی خونه خودم با قاشق سوزوندمت دیگه بی اجازه نری بیرون! بچه ها مادر واقعیه منو کسی ندیده

(خندون خاندان) mina
(خندون خاندان) mina

سواد داری؟ نچ نچ! بی سوادی؟ نچ نچ! و بدین شکل بود که از بچگی با سرگردانی و اسگول بازی بزرگ شدیم

yedokhtare 웃
yedokhtare 웃

@رُز.سَـــبــزِ گروه ♀ SG ♀ آخه پاستیل چیه بابا سوسول بازیه!!مرد اونیه که دست آدمو بگیره برداره ببره کله پزی...هی چشم گوسفند رو لقمه بگیره بعدشم آبلیمو بریزه بذاره دهن عشقش!

◕‿◕ سارایی ツ
1381695128858715_large.jpg ◕‿◕ سارایی ツ

روی سنگ قبرم بنویسید: . . . . . . . . . . . . آرزو داشت به خیلی جاها برسد؛ ولی طیفلکی همش تو اینترنت بود

yedokhtare 웃
yedokhtare 웃

@*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*اومدیم بعضیا رو آدم کُنـیم زیادی روشــون كار کردیم خــــدا شدن

این ارسال را بازنشر کرده است.
مریـم بانـو
مریـم بانـو

ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﻳﺎﻥ ﻋﺰﻳﺰ ! ﻣﺮﮒ ﺣﻘﻪ ... ﺳﻠﻒ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﺍﺳﺖ !!!!

فرشته
فرشته
توسط پیامک

من الان در حال له شدن مىان خىل جمعىت اتوبوس مىباشم