yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
بــه تــو ســــاده دل نــدادم کــه بـــری ســـــــــاده ز یـــــادم . . .
yedokhtare 웃
آری ازپشت کوه آمده ام، چه میدانستم اینورکوه باید برای ثروت حرام خورد، برای عشق خیانت کرد، برای خوب دیده شدن، دیگری را بد نشان داد، برای به عرش رسیدن دیگری را به فرش کشاند، وقتی هم با تمام سادگی دلیلش رامیپرسم، میگویند: ازپشت کوه آمده. ترجیح میدهم به پشت کوه برگردم و تنها دغدغه ام سالم برگرداندن گوسفندان ازدست گرگهاباشد، تا اینکه اینور کوه باشم وگرگ باشم....
yedokhtare 웃
اگــر بــه مـــــردی بــیش از حــد بــها دهــی ؛ دیگر بـرای داشــتنت تـلاش نمـی کند ! نگاهـش سرد می شـود ، کلامـش بـی روح .... دستانــش یـخ زده ! حـرف هایـش بـوی دل مردگـی مـی گیـرد ، و آغـوشـش بـوی هـوس ... !!
yedokhtare 웃
عشقـت را می جَوَم مانند ِ آدامسی ک ِ شیرینی اَش را ساعتهـاست ک ِ از دست داده، طعم ِ دروغ می دهـد. حَق دارد! شیرین ک ِ نباشد، فرهاد نیست و عشق،نـیز. . .
yedokhtare 웃
گاهی اوقات با یک آهنگ شاد هم غمگین میشم... آهنگ رو قطع میکنم... یک نخ سیگار روشن میکنم... و لعنت میفرستم به مقصر تمام این غمهام...
yedokhtare 웃
لعنت به تویی که تن هوس بازت بغل یکی دیگست ولی یاد کثیفِت پیش منه ....
yedokhtare 웃
پر میکشی و وای به حال پرندهای ، کز پشت میله قفسی عاشقت شدهست
yedokhtare 웃
گاهی باید به زندگی لبخند زد اما چه سود او جای لبخند نیش خند میزند !!!
yedokhtare 웃
کــآشـ ـ زمسـتــآטּ برگـردد .. تــآ نــَفس عـَمیقـے بکشــَمـ ـ .. و خــُنـَکـ ـ هــآے بـآراטּ و نــَسیمَـشـ ـ ، مــَرحــمے بــآشــَد بـــَر دِل ســـــوخــته امـ ـ ...!
yedokhtare 웃
من ....هیچکساش هستم ... .
yedokhtare 웃
مـن ویـرانــے ِ بعــد از عـــُـــبور ِ تـوام ...