yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
گاهی حس میکنم روی دست خدا مانده ام خسته اش کرده ام خودش هم نمیداند با من چه کند؟
yedokhtare 웃
خودم چیزی نمیکشم، ولی این قلب لامصب همیشه تیر میکشه...
yedokhtare 웃
آهای دنیا دنیای لعنتی ازت متنفرم حالم از این زندگی نکبت به هم میخوره این دنیای کثیف کی میشه از شرت راحت بشم.؟
yedokhtare 웃
خدایا کجایی که میگند نزدیکی ....
yedokhtare 웃
خدایا کفر نمیگویم، پریشانم...
yedokhtare 웃
خدایا ...کجایی؟!...یا تو ازم دلگیری و دوری میکنی یا من ترکت کردم و بیخیالت شدم ....هر چی که هست حسرت یک خنده مونده رو دلم ..
yedokhtare 웃
خدا جون نترس... نه به گناه می افتی... نه به جهنم میری.. منو تو به هم محرمیم.. پس دستمو بگیر!
yedokhtare 웃
بخدا جهنم اینه که هر روز صبح که از خواب پا میشی ندونی برای چی زنده ای...جهنم زندگیه منه
yedokhtare 웃
خــداونـدا پــرســـشـی دارم رهــا کـــن آسـمـان هـا را ، بـیـا ایـن جـا قـضـاوت کـن بـبـیـنـم در زمـیـن یـک مــرد پـیـدا مــی کـنــی یـا نــه؟ تـو هـم مـثـل هـمـه ، امـروز و فـردا مـی کـنـی یـا نـه؟ بـنـدگـانـت را از نـنـگ آدم بـودن و بـیـهــــوده فــرسودن ، مبـــرّا می کنی یا نه ؟ ... بـــرای آخــــریـن پــرســـــش قیامت را بگو ، مـــــــــردانه ، برپا می کنی یا نه ؟
yedokhtare 웃
تو هم که بی صدا شدی اهای خدای اسمون...
yedokhtare 웃
دلم گرفت ازین روزا از این روزای بی نشون از این همه در به دری ازگردش چرخ زمون.............
yedokhtare 웃
تمام سهمم از دنیا یک وجب بود .....
yedokhtare 웃
خـــدایـــا ... ســـاده از خـــطاهــایـــم بـــگـــذر.. هــمـــان گــــونــه کــه ... ســـاده از آرزوهــایـــمــــــــ گذشـــتــی ...!