دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Alireza
مرد
امتیاز: 6302

دنبال‌شدگان

(1741 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(639 کاربر)

گروه‌ها

(171 گروه)

بازدید

Alireza
Alireza
در مشاعره

در انـــــدرون مــــن خـــسـتـــه دل نــــدانـــم کــیــســـت/ کـــه مــــن خــمــوشــم و او در فــــغـــان و در غــوغــاســت!

Alireza
Alireza
در رفیق

نمی دانم چه می خواهم خدایا /به دنبال چه می گردم شب و روز/ چه می جوید نگاه خستهٔ من /چرا افسرده است این قلب پر سوز / ز جمع آشنایان می گریزم /به کنجی می خزم آرام و خاموش /نگاهم غوطه ور در تیرگیها/ به بیمار دل خود می دهم گوش /گریزانم از این مردم که با من /به ظاهر همدم ویکرنگ هستند/ ولی در باطن از فرط حقارت /به دامانم دو صد پیرایه بستند /از این مردم ، که تا شعرم شنیدند/ به رویم چون گلی خوشبو شکفتند /ولی آن دم که در خلوت نشستند /مرا دیوانه ای بد نام گفتند /دل من ، ای دل دیوانهٔ من /که می سوزی از این بیگانگی ها /مکن دیگر ز دست غیر فریاد/ خدا را ، بس کن این دیوانگی ها.

این ارسال را بازنشر کرده است.
Alireza
Alireza

یاد گرفته ام که: 1. با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای احمقانه خویش خوشبخت زندگی کند 2. با وقیح جدل نکنم چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روحم را تباه می کند 3. از حسود دوری کنم چون حتی اگر دنیا را هم به او تقدیم کنم باز هم از من بیزار خواهد بود 4. تنهایی را به بودن در جمعی که به آن تعلق ندارم ترجیح دهم

این ارسال را بازنشر کرده است.
Alireza
Alireza
در مشاعره

باران که در لطافت طبعش خلاف نيست / در باغ لاله رويد و در شوره زار خس

Alireza
Alireza
در مشاعره

ما بی تو تا دنیاست دنیایی نداریم / چو سنگ خاموشیم و غوغایی نداریم

Alireza
e386a442-b970-463f-9a30-a83e4ad3be8b.jpg Alireza

«او از آن روي رضـا خوانده شد كه در آسمان خوشايند و در زمين مورد خشنودي پيامبران خدا و امامان پس از او بود و همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند» مگر نه اين است كه ما ايرانيان هرچه داريم از بركت وجود توست. مگر نه اين است كه حال غريب را جز غريب نمي فهمد كه ما همه غريبيم . ما سالهاست دلهامان را به پنجره چوبي كرمت گره زده ايم . و تو چه سخاوتمندانه گره مي گشايي. ما مگر آغوشي گرمتر از بارگاهت مي شناسيم كه به آن پناه ببريم ؟ و تو چه صابر، زكي، ولي، فاضل، وفي، صديق، رضي و رضـــايي كه همه را مي پذيري.تو غریب با همه کس آشنا يي ،تو رفیق زائر بی دست و پايي. يا معين الضعفاء يار غريبان چه چشمها كه بينايت شدند و چه دلها كه راضي گشتند از رضــا. دل ما را نيز مانند گنبد طلايي ات طلايي كن....

Alireza
Alireza
در مشاعره

یارم تویی در عالم، یار دگر ندارم / تا در تنم بود جان، دل از تو بر ندارم

Alireza
Alireza
در مشاعره

زندگي گرمي دل هاي به هم پيوسته ست /تا در آن دوست نباشد همه درها بسته ست

این ارسال را بازنشر کرده است.
Alireza
Alireza
در مشاعره

در جهان بال و پر خويش گشودن آموز / كه پريدن نتوان با پر و بال دگران

Alireza
Alireza
در مشاعره

دايم دل خود ز معصيت شاد كني / چون غم رسدت خداي را ياد كني

Alireza
Alireza

تو کمان کشیده و درکمین که زنی به تیرم و من غمین/همه غمم بود ازهمین که خدا نکرده خطا کنی

Alireza
Alireza
در مشاعره

درد بي عشقي ز جانم برده طاقت ور نه من / داشتم آرام تا آرام جاني داشتم

Alireza
Alireza
در مشاعره

یا رب، نگاه کس، به کسی آشنا مکن / گر میکنی، کرم کن و از هم جدا مکن

Alireza
Alireza
در مشاعره

ترسم اي مرگ نيايي تو و من پير شوم / آنقدر زنده بمانم كه ز جان سير شوم