دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Alireza
مرد
امتیاز: 6302

دنبال‌شدگان

(1741 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(639 کاربر)

گروه‌ها

(171 گروه)

بازدید

Alireza
Alireza
در مشاعره

در انـــــدرون مــــن خـــسـتـــه دل نــــدانـــم کــیــســـت/ کـــه مــــن خــمــوشــم و او در فــــغـــان و در غــوغــاســت!

Alireza
Alireza
در میکده

به داده ات و نداده ات شکر , که داده ات است.... و نداده ات ..........

Alireza
599718_364112076995169_1711556573_n (1).jpg Alireza

سالروز درگذشت روح الله داداشى رو به تمام دوستدارانش از صميم قلب تسليت عرض مى كنم.

Alireza
Alireza
در مشاعره

دلی کز معرفت نور و صفا دید / به هر چیزی که دید اول خدا دید

Alireza
Alireza

. . . (دیدگاه) :

Alireza
Alireza

من عاشق آن دیالوگم که پدر ژپتو به پینوکیو گفت : !

Alireza
Alireza
در رفیق

مگر نمیدانی که بزرگترین دشمن آدمی فهم اوست ؟ پس تا می توانی خر باش تا "" خوش باشی "" !

Alireza
Alireza

خیلی نامردی . همه رو بیچاره کردی ...

Alireza
Alireza
در مشاعره

يار دارد سر صيد دل حافظ ياران / شاهبازى به شكار مگسى مى آيد

Alireza
Photo1806.jpg Alireza

نیشابور-قدمگاه

Alireza
Alireza

خیلی دلم گرفته هوای گریه دارم !

Alireza
Alireza
در Im in love

این همه جلوه و در پرده نهانی گل من/ وین همه پرده و از جلوه عیانی گل من /آن تجلی که به عشق است و جلالست و جمال /و آن ندانیم که خود چیست تو آنی گل من /از صلای ازلی تا به سکوت ابدی /یک دهن وصف تو هر دل به زبانی گل من /اشک من نامه نویس است وبجز قاصد راه /نیست در کوی توام نامه رسانی گل من /گاه به مهر عروسان بهاری مه من /گاه با قهر عبوسان خزانی گل من /همره همهمه‌ی گله و همپای سکوت /همدم زمزمه‌ی نای شبانی گل من /دم خورشید و نم ابری و با قوس قزح /شهسواری و به رنگینه کمانی گل من/ گه همه آشتی و گه همه جنگی شه من /گه به خونم خط و گه خط امانی گل من /سر سوداگریت با سر سودایی ماست /وه که سرمایه هر سود و زیانی گل من /طرح و تصویر مکانی و به رنگ‌آمیزی/ طرفه پیچیده به طومار زمانی گل من ...

Alireza
Alireza
در مشاعره

در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم /عاشق نمی‌شوی که ببینی چه می‌کشم

Alireza
Alireza
در مشاعره

مایه‌ی حسن ندارم که به بازار من آئی /جان فروش سر راهم که خریدار من آئی

Alireza
Alireza
در مشاعره

تو خود شعری و چون سحر و پری افسانه را مانی/ به افسون کدامین شعر در دام من افتادی

Alireza
Alireza
در مشاعره

کاش می دیدی به چشم عاشقان رخسار خویش / تا دریغ از چشم خود می داشتی دیدار خویش