Alireza
در انـــــدرون مــــن خـــسـتـــه دل نــــدانـــم کــیــســـت/ کـــه مــــن خــمــوشــم و او در فــــغـــان و در غــوغــاســت!
Alireza
تغییر چشم انداز برای رسیدن به اهداف .(دیدگاه):
Alireza
ولله اگر تشنه در این شهر بمیرم / جز دیده کس آبی به لب من نچکاند
Alireza
درد عاشقي را دوايي بهتر از معشوق نيست / شربت بيماري فرهاد را شيرين كنيد
Alireza
یادگار از تو همین سوخته جانی است مرا / شعله از توست اگر گرم زبانی ست مرا
Alireza
مغرور مشو این همه بر سوز خود ای شمع / کاین سازش پروانه هم از روی حساب است
Alireza
من شاخه ی خشکم تو بیا برگ و برم ده / با زمزمه ی عاطفه هایت ثمرم ده
Alireza
در حشر چه پرسند که سرمایه چه داری ؟ / گویم که غم یار و غم یار و د گر هیچ
Alireza
چن لحظه دیگه کلاه قرمزی شروع میشه از دس ندید که ته خندس..
Alireza
در اين بهار تازه كه گل ها شكفته اند / لبخند عشق زن كه شكوفا ببينمت
Alireza
تو درياي من بودي آغوش وا كن / كه مي خواهد اين قوي زيبا بميرد
Alireza
داني ز چه غنچه خون كند چهره ز شرم؟ / زان روي كه كار او گل انداختن است
Alireza
تو که در فکر منی مرگ مرا سر برسان / انتظار همه را نیز به آخر برسان
Alireza
شب که در بستم و مست از مي نابش کردم / ماه اگر حلقه به در کوفت جوابش کردم